overdressed for dinner
آفتابزدگی برای شام
overdressed for work
آفتابزدگی برای کار
overdressed for school
آفتابزدگی برای مدرسه
overdressed in winter
آفتابزدگی در زمستان
overdressed at work
آفتابزدگی در محل کار
overdressed for lunch
آفتابزدگی برای ناهار
overdressed for summer
آفتابزدگی برای تابستان
she felt overdressed for the casual dinner party.
او احساس میکرد که برای مهمانی شام غیررسمی لباس زیادی پوشیده است.
he was overdressed in a tuxedo at the beach wedding.
او در یک عروسی در ساحل با یک لباس شب کت و شلوار، لباس زیادی پوشیده بود.
many guests were overdressed for the laid-back event.
بسیاری از مهمانان برای این رویداد غیررسمی لباس زیادی پوشیده بودند.
she realized she was overdressed compared to her friends.
او متوجه شد که در مقایسه با دوستانش لباس زیادی پوشیده است.
he always tends to be overdressed for simple outings.
او همیشه تمایل دارد برای تفریحاتی ساده لباس زیادی بپوشد.
it's better to be overdressed than underdressed for an interview.
بهتر است برای یک مصاحبه لباس زیادی بپوشید تا کم لباس باشید.
she was overdressed for the movie night with friends.
او برای شب تماشای فیلم با دوستانش لباس زیادی پوشیده بود.
he didn't mind being overdressed at the informal gathering.
او مهم نبود که در یک جمع غیررسمی لباس زیادی بپوشد.
overdressed for the occasion, she felt out of place.
با لباس زیاد برای این مناسبت، او احساس بیگانگی میکرد.
some people enjoy being overdressed to make an impression.
برخی از افراد از پوشیدن لباس زیاد برای ایجاد تاثیر لذت میبرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید