unfailingly

[ایالات متحده]/ʌn'feiliŋli/
[بریتانیا]/ʌnˈfelɪ ŋlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی بی‌پایان یا به طور قابل اعتماد و مداوم

جملات نمونه

an unfailingly patient leader and guide.

یک رهبر و راهنمای فوق العاده صبور.

She was unfailingly courteous and helpful.

او همیشه مؤدب و مفید بود.

She unfailingly arrives on time for work.

او همیشه به موقع برای کار می‌رسد.

He unfailingly greets everyone with a smile.

او همیشه با لبخند با همه خوش و بش می‌کند.

The teacher unfailingly encourages her students to do their best.

معلم همیشه دانش‌آموزانش را تشویق می‌کند تا تمام تلاش خود را انجام دهند.

He unfailingly helps his elderly neighbors with their groceries.

او همیشه به همسایگان مسن خود در حمل خرید کمک می‌کند.

She unfailingly remembers everyone's birthdays.

او همیشه تولد همه را به خاطر دارد.

The team captain unfailingly motivates his teammates before every game.

سرمربی تیم همیشه قبل از هر مسابقه‌ای هم تیمی‌های خود را تشویق می‌کند.

The loyal dog unfailingly waits for his owner to come home every day.

سگ وفادار همیشه منتظر بازگشت صاحبش به خانه در هر روز است.

She unfailingly offers a listening ear to anyone in need.

او همیشه گوش شنوایی برای کسانی که به کمک نیاز دارند، ارائه می‌دهد.

He unfailingly delivers high-quality work on time.

او همیشه کار با کیفیت بالا را به موقع تحویل می‌دهد.

The kind-hearted volunteer unfailingly dedicates her time to helping others.

داوطلب مهربان همیشه وقت خود را صرف کمک به دیگران می‌کند.

نمونه‌های واقعی

I knew that your support will be unfailingly given.

من می‌دانستم که حمایت شما به طور مداوم ارائه خواهد شد.

منبع: CNN Listening September 2022 Collection

Looks good, has got spots to store pencils in it and it's worked for me unfailingly for 30 years.

خوب به نظر می‌رسد، دارای نقاطی برای نگهداری مداد است و به طور مداوم برای من 30 سال کار کرده است.

منبع: Connection Magazine

The chancellor would hate to fire Mrs Schavan, who has been unfailingly loyal.

کانتسلر نمی‌خواست خانم شاوون را که همیشه وفادار بوده، اخراج کند.

منبع: The Economist - Comprehensive

When quiescent, the fountain becomes the underpinning for the elegant displays of snow that Cambridge so unfailingly provides.

وقتی ساکن است، فواره به زیربنای نمایش‌های زیبا و برف‌هایی تبدیل می‌شود که کمبریج به طور مداوم ارائه می‌دهد.

منبع: Entering Harvard University

But it gave Gerald pleasure to air his views, and Ellen was unfailingly thoughtful of her husband's pleasure.

اما این باعث شد که جرالد از بیان نظرات خود لذت ببرد و الن همیشه به طور مداوم به لذت همسرش توجه می‌کرد.

منبع: Gone with the Wind

If he braved the matter out, death would unfailingly come upon him, and usually in some strange and unforeseen manner.

اگر او این موضوع را به خطر انداخت، مرگ به طور مداوم به سراغ او می‌آمد و معمولاً به روشی عجیب و غیرمنتظره.

منبع: The Five Orange Pips of Sherlock Holmes

Her friends, former students and colleagues describe her as confident in her legal analyses, willing to debate and unfailingly polite.

دوستان، دانشجویان سابق و همکارانش او را به عنوان کسی توصیف می‌کنند که در تحلیل‌های حقوقی خود اعتماد به نفس دارد، مایل به بحث و همیشه مؤدب است.

منبع: Time

She was also soft spoken and unfailingly polite.

او همچنین با صدای ملایم و همیشه مؤدب بود.

منبع: 2023 Celebrity High School Graduation Speech

" Where've you been" ? inquired Anthony, unfailingly amused.

" کجا بودی؟" آنتونی با خنده همیشگی پرسید.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

When he comes out of his house to greet me, he looks unfailingly dapper in gray slacks and a plaid blazer.

وقتی از خانه‌اش بیرون می‌آید تا با من خوش و بش کند، همیشه با شلوار خاکستری و کت بلزر چهارخانه شیک به نظر می‌رسد.

منبع: Newsweek

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید