I am reliably informed that there are plans to close this school.
من به طور قابل اعتماد مطلع هستم که برنامه هایی برای بستن این مدرسه وجود دارد.
And keeping the satellite's huge beam and the distant rectenna reliably synced up also stands as an unsolved technical issue.
حفظ همزمان بودن پرتو بزرگ ماهواره و آنتن مستقر دوردست و همچنین اطمینان از عملکرد صحیح آنها نیز به عنوان یک مشکل فنی حلنشده باقی مانده است.
The oldest dog that has been reliably documented was an Australian cattle-dog named Bluey. He was put to sleep at the age of 29 years and 5 months!
قدیمیترین سگی که به طور قابل اعتماد مستند شده است، یک سگ استرالیایی به نام بلوی بود. او در سن 29 سال و 5 ماه به خواب فرو رفت!
The new software reliably detects errors.
نرمافزار جدید به طور قابل اعتماد خطاها را شناسایی میکند.
She reliably shows up on time for work.
او به طور قابل اعتماد به موقع برای کار حاضر میشود.
The alarm system reliably alerts us to any danger.
سیستم اعلامهشدار به طور قابل اعتماد ما را از هر خطری آگاه میکند.
He reliably delivers high-quality work.
او به طور قابل اعتماد کار با کیفیت بالا ارائه میدهد.
The weather forecast is reliably accurate.
پیشبینی هواشناسی به طور قابل اعتماد دقیق است.
The scientist reliably replicated the experiment results.
دانشمند به طور قابل اعتماد نتایج آزمایش را تکرار کرد.
The medication reliably reduces pain.
دارو به طور قابل اعتماد درد را کاهش میدهد.
The internet connection is reliably fast.
اتصال اینترنت به طور قابل اعتماد سریع است.
The company reliably meets customer expectations.
شرکت به طور قابل اعتماد انتظارات مشتری را برآورده میکند.
The car reliably starts in cold weather.
ماشین به طور قابل اعتماد در هوای سرد روشن میشود.
They found that givers reliably chose the desirable gifts.
آنها دریافتند که اهداکنندگان بهطور قابل اعتماد هدایای دلخواه را انتخاب میکنند.
منبع: Listening DigestAnd the advantage is that it can do huge volumes, incredibly reliably in unbelievable times.
و مزیت این است که میتواند حجم عظیمی را به طور باورپذیر و در زمانهای غیرقابل تصور انجام دهد.
منبع: 6 Minute EnglishThese things changed.You know, Ukraine and Russia always used to vote for each other reliably.
اینها تغییر کردند. میدانید، اوکراین و روسیه همیشه بهطور قابل اعتماد برای یکدیگر رای میدادند.
منبع: BBC Listening Collection April 2015The adult observers were able to reliably discern an assortment of emotions on the babies faces.
ناظران بزرگسال توانستند بهطور قابل اعتماد انواع مختلفی از احساسات را روی چهره نوزادان تشخیص دهند.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)Better to leave it on, and use something else to periodically block the light reliably and rapidly.
بهتر است آن را روشن بگذارید و از چیز دیگری برای مسدود کردن نور به طور قابل اعتماد و سریع به صورت دورهای استفاده کنید.
منبع: TED-Ed (video version)From close up, we are, none of us, reliably impressive.
از نزدیک، ما، هیچکدام از ما، بهطور قابل اعتماد چشمگیر نیستیم.
منبع: The school of lifeBut it reliably comes to trouble us on Sunday evenings.
اما بهطور قابل اعتماد در شامگاههای یکشنبه برای ما مشکل ایجاد میکند.
منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive ReadingThis allows researchers to reliably predict climate years into the future.
این به محققان اجازه میدهد تا بهطور قابل اعتماد آب و هوا را سالها در آینده پیشبینی کنند.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesWorking from anywhere is only feasible if your equipment functions reliably.
کار کردن از هر جایی تنها در صورتی امکانپذیر است که تجهیزات شما بهطور قابل اعتماد کار کند.
منبع: The Economist (Summary)His courtesy was instinctive, his thank-you notes reliably there the next day.
ادب او ذاتی بود، یادداشتهای تشکرش بهطور قابل اعتماد روز بعد آنجا بود.
منبع: The Economist - Comprehensiveلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید