watered plants
گیاهان آبیاری شده
watered down drinks
نوشیدنیهای رقیق شده
over-watered lawn
چمن بیش از حد آبیاری شده
watered down
آبرسانی شده
The land is watered by these rivers.
این سرزمین توسط این رودخانه ها آبیاری می شود.
They watered the thirsty fields.
آنها مزارع تشنه را آبیاری کردند.
He watered down the wine.
او شراب را رقیق کرد.
the valley is watered by the River Dee.
دره توسط رودخانه دی آبیاری می شود.
the ship was watered and fresh livestock taken aboard.
کشتی آب داده شد و دام تازه سوار کشتی شد.
The milk has been watered (down).
شیر رقیق شده است.
They watered down the soup to make it go further.
آنها سوپ را رقیق کردند تا بیشتر طول بکشد.
Liaoning Province is watered by many rivers.
استان لياونينگ توسط رودخانه های متعددی آبیاری می شود.
the plant should be watered well and allowed to drain.
گیاه باید به خوبی آبیاری شود و اجازه داده شود تا آب آن خارج شود.
the army's report of its investigation was considerably watered down.
گزارش ارتش در مورد تحقیقات آن به طور قابل توجهی کاهش یافت.
The transplants should be watered carefully until they get a new roothold.
تا زمانی که ریشه جدیدی بگیرند، نشاها را با دقت آبیاری کنید.
Have the horses been fed and watered?
آیا اسب ها سیر و تشنگی رفع شده است؟
The valley is continuously watered by the melting snow from the mountains.
دره به طور مداوم توسط برفهای ذوب شده از کوهها آبیاری میشود.
I'm sure this whisky has been watered down.
مطمئنم که این ویسکی رقیق شده است.
The story was watered down so much it was no longer interesting.
داستان آنقدر رقیق شد که دیگر جذاب نبود.
in particular should be watered down with transparent ink to deployment in light color ink is not sunproof.
به طور خاص باید با جوهر شفاف رقیق شود، زیرا استقرار در جوهر رنگ روشن ضد آفتاب نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید