drenched

[ایالات متحده]/drentʃt/
[بریتانیا]/drɛntʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیس شده با مایع; پر شده با مایع
v. برای کاملاً خیس کردن چیزی یا کسی; مجبور کردن کسی به مصرف دارو; کاملاً پوشاندن

جملات نمونه

be drenched with rain

تحت باران غرق شدن

flowers drenched with sunlight

گل‌های غرق در نور خورشید

I was drenched to the skin.

من تا مغز استخوان خیس شده بودم.

I was drenched in the storm.

من در طوفان غرق شده بودم.

just drenched in money.

فقط غرق در پول.

The rain drenched us.

باران ما را غرق کرد.

The man was drenched to the skin.

مرد تا مغز استخوان خیس شده بود.

cool patios drenched in flowers.

حیاط خنک غرق در گل

drenched in a harsh white neon light.

غرق در نور نئون سفید و تند.

a drenched woman scuffled through the doorway.

یک زن خیس از در وارد شد.

women drenched in cheap perfume

زنان غرق در عطر ارزان

I went out into the sun-drenched streets again, replete and relaxed.

من دوباره به خیابان‌های آفتابی رفتم، سیر و آرام.

A minute later, he was sitting on a bench at a neon-drenched cabstand across the street.

یک دقیقه بعد، او روی نیمکتی در یک ایستگاه تاکسی نئونی در آن طرف خیابان نشسته بود.

THUNDERSTORMS are notoriously unpredictable, as many a drenched picnicker can attest.

طوفان‌ها به طور مشهور غیرقابل پیش‌بینی هستند، همانطور که بسیاری از پیک‌نیک‌کنندگان خیس می‌توانند تأیید کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید