wavered

[ایالات متحده]/ˈweɪvəd/
[بریتانیا]/ˈweɪvərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به جلو و عقب حرکت کردن؛ نوسان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wavered in confidence

در اعتماد مردد بود

wavered on decisions

در تصمیمات مردد بود

wavered between options

بین گزینه ها مردد بود

wavered in belief

در باور مردد بود

wavered with doubt

با تردید مردد بود

wavered in support

در حمایت مردد بود

wavered in resolve

در اراده مردد بود

wavered on issues

در مسائل مردد بود

wavered in faith

در ایمان مردد بود

wavered in commitment

در تعهد مردد بود

جملات نمونه

her confidence wavered during the presentation.

اعتماد به نفس او در طول ارائه متزلزل شد.

he wavered between two job offers.

او بین دو پیشنهاد شغلی مردد بود.

the team's morale wavered after the loss.

روحیه تیم پس از شکست متزلزل شد.

my decision wavered until the last minute.

تصمیم من تا آخرین لحظه متزلزل بود.

she wavered in her support for the project.

او در حمایت خود از پروژه مردد بود.

the light wavered in the wind.

نور در باد متزلزل بود.

his faith wavered during difficult times.

ایمان او در دوران سخت متزلزل شد.

the plan wavered as new information came in.

برنامه با ورود اطلاعات جدید متزلزل شد.

she wavered before making the final choice.

او قبل از اتخاذ تصمیم نهایی مردد بود.

my interest in the topic wavered over time.

علاقه من به این موضوع با گذشت زمان متزلزل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید