doubted his intentions
نگران قصد او بود.
doubted their abilities
نگران تواناییهای آنها بود.
doubted the results
نگران نتایج بود.
doubted her decision
نگران تصمیم او بود.
doubted the truth
نگران حقیقت بود.
doubted his words
نگران حرفهای او بود.
doubted their claims
نگران ادعاهای آنها بود.
doubted the theory
نگران نظریه بود.
doubted the process
نگران روند بود.
doubted my judgment
نگران قضاوت من بود.
she doubted his ability to complete the project on time.
او توانایی او را برای اتمام پروژه به موقع زیر سوال برد.
he doubted the accuracy of the report.
او دقت گزارش را زیر سوال برد.
they doubted whether the plan would work.
آنها زیر سوال بردند که آیا طرح جواب خواهد داد یا خیر.
many doubted her intentions in the negotiation.
بسیاری از افراد قصد او را در مذاکره زیر سوال بردند.
she doubted that he would show up at the meeting.
او زیر سوال برد که آیا او در جلسه حاضر خواهد شد یا خیر.
he doubted the validity of the experiment results.
او اعتبار نتایج آزمایش را زیر سوال برد.
they doubted the reliability of the source.
آنها قابلیت اعتماد منبع را زیر سوال بردند.
she doubted if she could finish the marathon.
او زیر سوال برد که آیا او می تواند ماراتن را تمام کند یا خیر.
he doubted the wisdom of that decision.
او خرد آن تصمیم را زیر سوال برد.
she doubted whether he was telling the truth.
او زیر سوال برد که آیا او حقیقت را می گوید یا خیر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید