wheel

[ایالات متحده]/wiːl/
[بریتانیا]/wil/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیء دایره‌ای که حول یک نقطه مرکزی می‌چرخد، معمولاً به عنوان بخشی از یک وسیله نقلیه یا ماشین استفاده می‌شود؛ یک دستگاه فرمان که برای کنترل جهت یک وسیله نقلیه استفاده می‌شود
vi. به حرکت در حرکت دایره‌ای یا چرخش حول یک نقطه مرکزی
vt. به هل دادن یا کشیدن یک وسیله نقلیه

عبارات و ترکیب‌ها

steering wheel

فرمان

wheel alignment

تراز چرخ

spinning wheel

چرخ اسپینینگ

car wheel

چرخ ماشین

wagon wheel

چرخ واگن

ferris wheel

چرخ و فلک

grinding wheel

چرخ سنگفرش

wheel in

چرخ در

front wheel

چرخ جلو

at the wheel

در حال رانندگی

gear wheel

چرخ دنده

wheel hub

چرخ محور

rear wheel

چرخ عقب

driving wheel

فرمان

behind the wheel

پشت فرمان

worm wheel

چرخ کرم

chain wheel

چرخ زنجیر

fifth wheel

چرخ پنجم

hand wheel

چرخ دستی

diamond wheel

چرخ الماس

wheel rim

طوقه چرخ

wheel loader

لودر چرخشی

big wheel

چرخ بزرگ

diamond grinding wheel

چرخ سنگ الماس

جملات نمونه

The wheel is true.

چرخ درست است.

the wheels of justice.

چرخ‌های عدالت.

wheel the rubbish to the dump

زباله ها را به محل دفن زباله بچرخاند

the wheels of commerce.

چرخ‌های تجارت.

the wheel wants greasing.

چرخ نیاز به روان‌کاری دارد.

the dizzying wheel of the dance

چرخ سرگیجه‌آور رقص

The wheels have locked.

چرخ‌ها قفل شده‌اند.

the near front wheel of a car

چرخ جلوی نزدیک یک خودرو

the rear wheels of a car

چرخ‌های عقب ماشین

The wheels were turning.

چرخ‌ها در حال چرخیدن بودند.

correct the wheel alignment on a car.

اصلاح هم‌راستا بودن چرخ‌های خودرو.

A wheel spins on an axle.

چرخ روی یک محور می‌چرخد.

نمونه‌های واقعی

Oh! Keep him away from your wheels!

وای! او را از چرخ‌های شما دور نگه دار!

منبع: Sarah and the little duckling

We can go check out some wheels.

ما می توانیم به بررسی برخی از چرخ ها برویم.

منبع: Modern Family - Season 05

No wheels. No windshield. No doors. But the steering wheel was intact.

بدون چرخ. بدون شیشه جلو. بدون در. اما فرمان سالم بود.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

The front end might be the steering wheel.

احتمالاً قسمت جلویی فرمان است.

منبع: Connection Magazine

The person at the casino spins the wheel.

شخصی که در کازینو حضور دارد، چرخ را می چرخاند.

منبع: Connection Magazine

" What do you think of my new wheels? "

" درباره چرخ های جدید من چه فکر می کنید؟"

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

Pyp was caught stealing a wheel of cheese.

پیپ در حال سرقت یک چرخ پنیر دستگیر شد.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

You should stop gripping the wheel so tight.

باید چرخ را آنقدر محکم نگه ندارید.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

You must worship the ground beneath... -His wheels?

باید زمین را در زیر آن پرستش کنید... - چرخ های او؟

منبع: Theory of Everything Original Sound Version

I just came along to grease the wheels.

من فقط برای روان کردن چرخ ها آمدم.

منبع: Modern Family - Season 10

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید