transportation hub
مرکز حمل و نقل
hub of activity
مرکز فعالیت
hub city
شهر مرکزی
cultural hub
مرکز فرهنگی
wheel hub
چرخ محور
rotor hub
مرکز روتور
brake hub
مرکز ترمز
hub bearing
یاتاقان مرکز
usb hub
مرکز USB
the kitchen was the hub of family life.
آشپزخانه مرکز زندگی خانوادگی بود.
the hub of a steel empire;
مرکز یک امپراتوری فولادی;
Chicago is a hub of airline traffic.
شیکاگو یک قطب ترافیک هوایی است.
the front parlour was the hub of her universe.
اتاق نشیمن جلوی خانه، مرکز جهان او بود.
In the war the magazine was antifascist from hub to tire.
در طول جنگ، مجله از مرکز تا خستگی ضد فاشیستی بود.
Arequipa, the city at the foot of El Misti, is the commercial and agricultural hub of southern Peru.
آریکهپا، شهری در دامنه کوه المیستی، مرکز تجاری و کشاورزی جنوب پرو است.
Evolving process of hub dynamo which used in bicycle is presented. The performance of magnetite viz. ferrimagnetism or NdFeB is analyzed. The prospect of marketing is viewed.
فرآیند تکاملی دایناموی مرکزی که در دوچرخه استفاده می شود ارائه شده است. عملکرد مغناطیت، به عنوان مثال فرومغناطیس یا NdFeB تجزیه و تحلیل می شود. چشم انداز بازاریابی مورد بررسی قرار می گیرد.
Arequipa, the city at the foot of El Misti, is the commercial and agricultural hub of southern Peru. The city takes its gleam from volcanic building stone.
آریکهپا، شهری در دامنه کوه المیستی، مرکز تجاری و کشاورزی جنوب پرو است. شهر از سنگهای ساختمانی آتشفشانی درخشندگی میگیرد.
At the present hour, the radiation of diseases from Paris extends to fifty leagues around the Louvre, taken as the hub of this pestilential wheel.
در ساعت کنونی، انتشار بیماریها از پاریس به پنجاه لیگ در اطراف لوور گسترش مییابد، که به عنوان مرکز این چرخ بیماریزا در نظر گرفته میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید