aboard

[ایالات متحده]/əˈbɔːd/
[بریتانیا]/əˈbɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بر روی یک وسیله نقلیه
prep. بر روی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

come aboard

سوار شوید

all aboard

همه سوار شدند

aboard the plane

سوار هواپیما

aboard the ship

سوار کشتی

go aboard

سوار شوید

welcome aboard

خوش آمدید سوار شوید

جملات نمونه

there is no lack of entertainment aboard ship.

هیچ کمبود سرگرمی در طول سفر دریایی وجود ندارد.

She went aboard the plane.

او سوار هواپیما شد.

those blank moments aboard airplanes.

لحظات خالی در هواپیما.

They were all aboard the ship last night.

آنها شب گذشته همه سوار کشتی بودند.

customs officers came aboard to inspect our documents.

مسئولین گمرک برای بازرسی مدارک ما سوار شدند.

A relaid crew came aboard at Beirut to fly the aircraft on to Singapore.

یک خدمه جایگزین در بیروت سوار شدند تا هواپیما را به سنگاپور ببرند.

Byron was back aboard the cramped Devilfish.

بیرون دوباره سوار دیویل فیش تنگ شد.

uttered the commonplace “welcome aboard”;

گفت عبارت رایج "به شما خوش آمد می گوییم";

The electronics aboard the new aircraft are very sophisticated.

الکترونیک های داخل هواپیمای جدید بسیار پیشرفته هستند.

He checked their names off as they went aboard the plane.

او نام آنها را بررسی کرد زیرا سوار هواپیما شدند.

I was aboard the St Roch shortly before she sailed for the Northwest Passage.

من مدتی قبل از اینکه او به سمت مسیر شمال غربی حرکت کرد، سوار سنت روچ شدم.

The diesels roared, the conductors jumped aboard, and off the train went.

دیزل ها غرش کردند، هدایتگران سوار شدند و قطار راه افتاد.

Crewmen aboard the tanker sighted a ship in distress off the coast of Senegal.

خدمه کشتی تانکر یک کشتی در خطر را در سواحل سنگال مشاهده کردند.

An audio-visual display gives visitors an idea of what life was like aboard a sailing ship.

نمایش صوتی و تصویری به بازدیدکنندگان ایده ای می دهد که زندگی در یک کشتی بادبانی چگونه بود.

The other ships will still be looking to us, and what will they see? Frightened bargeman aboard a derelict ship?

سایر کشتی ها هنوز منتظر ما خواهند بود، و آنها چه خواهند دید؟ یک بارگیر ترسیده سوار یک کشتی متروکه؟

Got bead a surname, grow a rope joltily, the person that aboard expects goes his pull water instantly.

گرفتن یک نام خانوادگی، رشد یک طناب به طور ناگهانی، شخصی که انتظار دارد سوار شود، فوراً آب بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید