aborted mission
ماموریت لغو شده
aborted takeoff
برخواستن لغو شده
They aborted the space flight finally.
آنها نهایتاً پرواز فضایی را لغو کردند.
the flight crew aborted the take-off.
خدمه پرواز از برخاستن هواپیما منصرف شدند.
The rocket flight had to be aborted because of difficulties with computer.
به دلیل مشکلات با کامپیوتر، پرواز موشکی مجبور به لغو شد.
While some of this can be explained by society—in countries like China baby boys are favoured and many unborn girls are electively aborted—there are natural processes at work.
در حالی که می توان بخشی از این موضوع را با توجه به جامعه توضیح داد - در کشورهایی مانند چین، پسران بیشتر مورد علاقه هستند و بسیاری از دختران جنین سقط جنین می شوند - فرآیندهای طبیعی در حال انجام هستند.
The mission was aborted due to bad weather conditions.
به دلیل شرایط آب و هوایی نامساعد، مأموریت لغو شد.
The project was aborted halfway through due to lack of funding.
به دلیل کمبود بودجه، پروژه در میانه راه لغو شد.
The surgery had to be aborted because of complications.
به دلیل عوارض، عمل جراحی باید لغو شود.
The launch was aborted at the last minute.
در آخرین لحظه، پرتاب لغو شد.
The plan to expand the business was aborted due to economic downturn.
به دلیل رکود اقتصادی، برنامه توسعه کسب و کار لغو شد.
The software development was aborted due to technical issues.
به دلیل مشکلات فنی، توسعه نرم افزار لغو شد.
The game had to be aborted because of a power outage.
به دلیل قطع برق، بازی باید لغو شود.
The experiment was aborted when the equipment malfunctioned.
هنگامی که تجهیزات از کار افتاد، آزمایش لغو شد.
The concert was aborted halfway through due to security concerns.
به دلیل نگرانی های امنیتی، کنسرت در میانه راه لغو شد.
The negotiations were aborted after both parties failed to reach an agreement.
پس از اینکه هر دو طرف نتوانستند به توافق برسند، مذاکرات لغو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید