He was accosted by a beggar.
او مورد مزاحمت یک گدا قرار گرفت.
reporters accosted him in the street.
گزارشگران او را در خیابان در آستانه مزاحمت قرار دادند.
a man tried to accost the girl on the way to school.
مردی سعی کرد دختر را در راه مدرسه در آستانه مزاحمت قرار دهد.
A stranger accosted him on the bus.
یک غریبه او را در اتوبوس در آستانه مزاحمت قرار داد.
His benevolent nature prevented him from refusing any beggar who accosted him.
طبع خیرخواهانه او از پذیرش هر گدایی که مزاحم او میشد، جلوگیری کرد.
He was accosted by a stranger on the street.
او توسط یک غریبه در خیابان در آستانه مزاحمت قرار گرفت.
The salesperson accosted customers as they walked into the store.
فروشنده با ورود مشتریان به مغازه، مزاحمت ایجاد کرد.
She felt uncomfortable when a man accosted her in the parking lot.
وقتی مردی در پارکینگ مزاحمت او را ایجاد کرد، او احساس ناراحتی کرد.
The celebrity was accosted by paparazzi outside the restaurant.
سلبریتی توسط عکاسان پشت صحنه در خارج از رستوران در آستانه مزاحمت قرار گرفت.
The police officer accosted the suspect for questioning.
مامور پلیس مظنون را برای بازجویی در آستانه مزاحمت قرار داد.
The protestors accosted the politician with questions about their policies.
تظاهرکنندگان با سوالاتی در مورد سیاستهایشان، سیاستمدار را در آستانه مزاحمت قرار دادند.
She was accosted by a group of teenagers while walking home.
وقتی او در حال قدم زدن به سمت خانه بود، توسط گروهی از نوجوانان در آستانه مزاحمت قرار گرفت.
The security guard accosted the suspicious person entering the building.
نگهبان امنیتی فرد مشکوک در حال ورود به ساختمان را در آستانه مزاحمت قرار داد.
The journalist accosted the CEO for an interview.
روزنامهنگار برای مصاحبه با مدیرعامل در آستانه مزاحمت قرار داد.
The beggar accosted passersby for spare change.
گدا برای سکه های اضافی، رهگذران را در آستانه مزاحمت قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید