adopted

[ایالات متحده]/ə'dɔptid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با انتخاب گرفته شده; پذیرفته شده
v. با انتخاب گرفتن; پذیرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

adopted child

کودک به سرپرستی گرفته شده

adopted son

فرزندخواندگی

جملات نمونه

They adopted our methods.

آنها روش‌های ما را اقتباس کردند.

adopted an air of importance.

ظاهری از اهمیت به خود گرفت.

The motion was adopted / carried.

پیشنهاد تصویب شد / به تصویب رسید.

The meeting adopted a resolution.

جلسه یک مصوبه را تصویب کرد.

This word is adopted from French.

این واژه از فرانسوی اقتباس شده است.

He was adopted into a respectable family.

او به عنوان فرزندخواندگی به یک خانواده محترم سپرده شد.

He was adopted into the bride's family.

او به عنوان فرزندخواندگی به خانواده عروس سپرده شد.

The conference adopted a motion.

کنفرانس یک پیشنهاد را تصویب کرد.

The committee, to a man, adopted the proposal.

کمیته، به طور یکسان، پیشنهاد را تصویب کرد.

he adopted a patronizing tone.

او لحنی تحقیرآمیز به خود گرفت.

she was recently adopted as Labour candidate for the constituency.

او اخیراً به عنوان نامزد حزب کارگر برای حوزه انتخابیه پذیرفته شد.

she adopted a brisk, businesslike tone.

او لحنی سریع و تجاری به خود گرفت.

recommendations that were adopted in toto.

توصیه‌هایی که به طور کامل پذیرفته شدند.

The family have adopted three children as their own.

این خانواده سه کودک را به عنوان فرزندخواندگی پذیرفته‌اند.

The draft resolution was adopted by a majority of 128.

مصوبه پیش‌نویس با اکثریت 128 رأی تصویب شد.

The act was adopted by an overwhelming majority.

این قانون با اکثریت قاطع تصویب شد.

The government adopted an uncompromising posture on the issue of independence.

دولت در مورد مسئله استقلال، موضعی غیرقابل انعطاف اتخاذ کرد.

They adopted a new process for making steel.

آنها یک فرآیند جدید برای تولید فولاد اتخاذ کردند.

The session adopted a resolution on disarmament.

جلسه یک مصوبه در مورد خلع سلاح تصویب کرد.

نمونه‌های واقعی

“How old were you when you were adopted? ”

چه سنی بودید وقتی به فرزندی پذیرفته شدید؟

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

It really sounds like you adopted me!

واقعاً به نظر می رسد که شما مرا به فرزندی پذیرفتید!

منبع: Listening Digest

Look, you know we just adopted a little girl.

ببینید، شما می‌دانید که ما همین چند وقت پیش یک دختر کوچولو را به فرزندی پذیرفتیم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

You never let me forget that I'm adopted.

شما هرگز اجازه نمی‌دهید فراموش کنم که من به فرزندی پذیرفته شده‌ام.

منبع: Super Girl Season 2 S02

A few years ago, my partner and I adopted Greenwich.

چند سال پیش، من و همسرم گرینویچ را به فرزندی پذیرفتیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

But even these technologies are not widely adopted by conservation.

اما حتی این فناوری‌ها هنوز به طور گسترده توسط حفاظت از محیط زیست مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

That year, Tsinghua University adopted a similar grading reform.

در آن سال، دانشگاه تسینگهوا یک اصلاحیه مشابه در سیستم نمره دهی را به کار برد.

منبع: "The Sixth Sound" Reading Selection

Could I say that I have adopted a new diet?

آیا می‌توانم بگویم که من یک رژیم غذایی جدید را به کار گرفته‌ام؟

منبع: Learn English by following hot topics.

Since its launch, the technology has been adopted by more than 100,000 subway customers.

از زمان عرضه، این فناوری توسط بیش از 100000 مسافر مترو مورد استفاده قرار گرفته است.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Unknown to each other, both adopted families named adopted sons James.

ناشناس از یکدیگر، هر دو خانواده به فرزندی پذیرفته شده، پسران به فرزندی پذیرفته شده جیمز نامیدند.

منبع: Scientific World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید