birth

[ایالات متحده]/bɜːθ/
[بریتانیا]/bɜːrθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند تولد، زایمان؛ منشا، نسل، پیشینه اجتماعی.

عبارات و ترکیب‌ها

give birth

زایمان کردن

birth certificate

مدارک تولد

birth control

کنترل بارداری

birth rate

نرخ تولد

at birth

در بدو تولد

birth weight

وزن هنگام تولد

date of birth

تاریخ تولد

by birth

به طور مادرزادی

new birth

تولد دوباره

birth date

تاریخ تولد

birth place

محل تولد

birth defect

نقص تولدی

caesarean birth

زایمان سزارین

place of birth

محل تولد

premature birth

زایمان زودرس

birth order

ترتیب تولد

birth canal

کانال تولد

of noble birth

با اصالت خانوادگی

virgin birth

تولد با دوشیزگی

year of birth

سال تولد

جملات نمونه

the birth of Socialist Realism.

تولد واقع‌گرایی سوسیالیستی

a bulge in the birth rate.

یک افزایش در نرخ تولد

laceration of birth canal

پارگی کانال تولد

He is of noble birth .

او از قبیله اصیل است.

she gave birth to a son.

او پسری به دنیا آورد.

the registrar of births and deaths.

ثبت‌کننده ولادت‌ها و مرگ‌ها

crusade in favour of birth control

تبلیغاتی به نفع کنترل بارداری

the proportion of births to the population

نسبت تولدها به جمعیت

the birth of generative grammar;

تولد دستور زبان مولدی;

the birth of a new political party

تولد یک حزب سیاسی جدید

he was blind from birth .

او از بدو تولد کور بود.

the mother is English by birth .

مادر به طور اصالت انگلیسی است.

a hobby that gave birth to a successful business.

یک سرگرمی که منجر به ایجاد یک کسب و کار موفق شد.

from birth he was sickly and consumptive.

او از بدو تولد ضعیف و رنجور بود.

the birth rate continued to decline.

نرخ تولد به کاهش خود ادامه داد.

the heady days of the birth of the women's movement.

روزهای پرشور از بدو تولد جنبش زنان.

the number of live births and deaths.

تعداد ولادت‌های زنده و مرگ‌ها.

a famous pioneer of birth control.

یک پیشگام مشهور کنترل بارداری.

نمونه‌های واقعی

At birth, the umbilical cord is cut and the umbilical vein collapses to form the round ligament.

در بدو تولد، بند ناف بریده می‌شود و ورید بند ناف منقبض شده و به لیگامان دور تبدیل می‌شود.

منبع: Osmosis - Digestion

Thank you for giving birth to Jonathan.

ممنون که جاناتان را به دنیا آوردید.

منبع: Celebrity Speech Compilation

One is the birth of my daughter.

یکی تولد دختر من است.

منبع: TED Talks (Video Edition) February 2016 Collection

Observing the birth of language in children.

مشاهده تولد زبان در کودکان.

منبع: Why do we speak?

This was the birth of the computer age.

این آغاز عصر کامپیوتر بود.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

That moment is considered the birth of photography.

آن لحظه به عنوان تولد عکاسی در نظر گرفته می‌شود.

منبع: Vox opinion

And news of their recent birth is possum.

و خبر تولد اخیر آنها کیس است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Showing their birth and where they did proceed?

نشان دادن تولد آنها و اینکه کجا ادامه دادند؟

منبع: The complete original version of the sonnet.

It really was the birth of a nation.

واقعاً تولد یک ملت بود.

منبع: America The Story of Us

" The couple await the birth of their first child" .

" زوج منتظر تولد اولین فرزندشان هستند.".

منبع: VOA Slow English - Word Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید