aides

[ایالات متحده]/eɪdz/
[بریتانیا]/ayds/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستیاران، کمک‌کنندگان

عبارات و ترکیب‌ها

aides-de-camp

راهنمایان

policy aides

مشاوران سیاست

campaign aides

مشاوران کمپین

personal aides

مشاوران شخصی

medical aides

مشاوران پزشکی

teaching aides

مشاوران آموزشی

kitchen aides

مشاوران آشپزخانه

senior aides

مشاوران ارشد

political aides

مشاوران سیاسی

جملات نمونه

the president has many aides who help him make decisions.

رئیس جمهور مشاوران زیادی دارد که به او در تصمیم گیری کمک می کنند.

she relies on her aides to handle her busy schedule.

او برای مدیریت برنامه شلوغش به مشاوران خود متکی است.

his aides are always available to answer his calls.

مشاوران او همیشه برای پاسخگویی به تماس هایش در دسترس هستند.

the campaign manager works closely with her aides.

مدیر کمپین به طور نزدیک با مشاوران او کار می کند.

they have a team of skilled aides who assist them in their work.

آنها یک تیم از مشاوران ماهر دارند که به آنها در کارشان کمک می کنند.

the doctor has several medical aides to help with patient care.

پزشک چندین کمک رسان پزشکی دارد تا در مراقبت از بیماران کمک کند.

aides are crucial for running a successful organization.

مشاوران برای اداره یک سازمان موفق بسیار مهم هستند.

the celebrity's aides manage her public appearances and interviews.

مشاوران سلبریتی ظاهر و مصاحبه های عمومی او را مدیریت می کنند.

aides are often responsible for managing travel arrangements.

مشاوران اغلب مسئولیت مدیریت برنامه های سفر را بر عهده دارند.

the politician's aides worked tirelessly to ensure his victory.

مشاوران سیاستمدار به طور خستگی ناپذیر برای اطمینان از پیروزی او تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید