helpers

[ایالات متحده]/[ˈhelpəz]/
[بریتانیا]/[ˈhelpərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمک‌کننده؛ مفید.
n. افراد کمک‌کننده؛ دستیاران؛ شخصی یا شیئی که کمک می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

helpers needed

کمک مورد نیاز

helpers arrive

کمک‌کنندگان می‌رسند

many helpers

کمک‌کنندگان زیاد

helpers volunteer

کمک‌کنندگان داوطلب می‌شوند

helpers work

کمک‌کنندگان کار می‌کنند

be helpers

کمک‌کننده باشید

helpers gather

کمک‌کنندگان گرد هم می‌آیند

جملات نمونه

we need helpers to set up the event space.

ما به کمک‌کنندگان برای آماده‌سازی فضای رویداد نیاز داریم.

the kitchen helpers prepared a delicious meal.

کمک‌کنندگان آشپزخانه یک وعده غذایی خوشمزه آماده کردند.

thank you to all our dedicated event helpers.

از همه کمک‌کنندگان اختصاصی رویدادمان تشکر می‌کنیم.

the project helpers worked tirelessly on the deadline.

کمک‌کنندگان پروژه به طور خستگی‌ناپذیر روی مهلت کار کردند.

we are seeking reliable classroom helpers for the children.

ما به دنبال کمک‌کنندگان قابل اعتماد کلاس برای کودکان هستیم.

the animal shelter relies on many volunteer helpers.

سرپناه حیوانات به بسیاری از کمک‌کنندگان داوطلب متکی است.

our team has excellent research helpers providing data.

تیم ما دارای کمک‌کنندگان تحقیقاتی عالی است که داده‌ها را ارائه می‌دهند.

the museum welcomed new docent helpers this week.

موزه این هفته به کمک‌کنندگان جدید راهنما خوش آمد گفت.

we appreciate the generous support of our helpers.

ما از حمایت سخاوتمندانه کمک‌کنندگانمان قدردانی می‌کنیم.

the community benefits from the hard work of helpers.

جامعه از تلاش‌های سخت کمک‌کنندگان بهره‌مند می‌شود.

we are recruiting enthusiastic event helpers for next month.

ما در حال استخدام کمک‌کنندگان رویداد پرانرژی برای ماه آینده هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید