the company appoints a new manager every year.
شرکت هر سال یک مدیر جدید منصوب میکند.
the president appoints judges to the supreme court.
رئیس جمهور قضات را به دیوان عالی کشور منصوب میکند.
she appoints her assistant to handle the project.
او دستیار خود را برای رسیدگی به پروژه منصوب میکند.
the board appoints a committee to oversee the changes.
هیئت مدیره کمیتهای را برای نظارت بر تغییرات منصوب میکند.
the school appoints a new principal every five years.
مدرسه هر پنج سال یک مدیر جدید منصوب میکند.
he appoints a representative to negotiate on his behalf.
او نمایندهای را برای مذاکره به جای او منصوب میکند.
the organization appoints volunteers for community service.
سازمان داوطلبان را برای خدمات اجتماعی منصوب میکند.
the governor appoints members to the advisory board.
استاندار اعضایی را برای هیئت مشورتی منصوب میکند.
she appoints a mentor for each new employee.
او یک مربی برای هر کارمند جدید منصوب میکند.
the committee appoints a spokesperson to communicate with the media.
کمیته سخنگویی را برای ارتباط با رسانه ها منصوب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید