designates

[ایالات متحده]/ˈdɛzɪɡneɪts/
[بریتانیا]/ˈdɛzɪɡneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن یا مشخص کردن؛ منصوب کردن یا واگذار کردن؛ نامگذاری کردن یا برچسب زدن؛ علامت گذاری کردن یا نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

designates a leader

معین کردن رهبر

designates a location

معین کردن موقعیت مکانی

designates a role

معین کردن نقش

designates a project

معین کردن پروژه

designates a committee

معین کردن کمیته

designates a date

معین کردن تاریخ

designates a task

معین کردن وظیفه

designates a standard

معین کردن استاندارد

designates a winner

معین کردن برنده

designates a resource

معین کردن منبع

جملات نمونه

the committee designates a leader for the project.

کمیته رهبری را برای پروژه تعیین می‌کند.

the law designates certain rights for citizens.

قانون حقوق خاصی را برای شهروندان تعیین می‌کند.

the teacher designates specific tasks for each student.

معلم وظایف خاصی را برای هر دانش آموز تعیین می‌کند.

the company designates a budget for marketing each year.

شرکت هر سال بودجه‌ای را برای بازاریابی تعیین می‌کند.

the government designates areas for wildlife conservation.

دولت مناطق حفاظت از حیات وحش را تعیین می‌کند.

the project manager designates roles to team members.

مدیر پروژه نقش‌ها را به اعضای تیم اختصاص می‌دهد.

the organization designates volunteers for community service.

سازمان داوطلبان را برای خدمات اجتماعی تعیین می‌کند.

the event designates a specific time for registration.

رویداد زمان مشخصی را برای ثبت نام تعیین می‌کند.

the school designates a day for parent-teacher meetings.

مدرسه روزی را برای جلسات والدین و معلمان تعیین می‌کند.

the city designates certain streets as pedestrian zones.

شهر خیابان‌های خاصی را به عنوان مناطق ویژه پیاده‌رو تعیین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید