appropriacy

[ایالات متحده]/əˈprəʊpriəti/
[بریتانیا]/ˌæprəˈpriːəti/

ترجمه

n. کیفیت مناسب یا مناسب بودن؛ تناسب برای یک هدف یا وضعیت خاص.

جملات نمونه

his appropriacy in speech impressed everyone at the meeting.

سخنرانی مناسب او بر همه در جلسه تأثیر گذاشت.

understanding cultural appropriacy is vital for effective communication.

درک مناسبت فرهنگی برای برقراری ارتباط موثر حیاتی است.

the appropriacy of her comments was questioned by the audience.

مناسبت نظرات او توسط مخاطبان مورد سوال قرار گرفت.

teachers should model appropriacy in their interactions with students.

معلمان باید مناسبت را در تعاملات خود با دانش آموزان نشان دهند.

he always considers the appropriacy of his jokes in different contexts.

او همیشه مناسبت شوخی های خود را در زمینه های مختلف در نظر می گیرد.

her dress was a perfect example of appropriacy for the formal event.

لباس او نمونه ای عالی از مناسبت برای رویداد رسمی بود.

the appropriacy of language in advertising can influence consumer behavior.

مناسبت زبان در تبلیغات می تواند بر رفتار مصرف کننده تأثیر بگذارد.

we must evaluate the appropriacy of our actions in this sensitive situation.

ما باید مناسبت اقدامات خود را در این شرایط حساس ارزیابی کنیم.

her choice of words showed a great sense of appropriacy.

انتخاب کلمات او نشان دهنده حس قوی مناسبت بود.

in professional settings, appropriacy is crucial for maintaining respect.

در محیط های حرفه ای، مناسبت برای حفظ احترام بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید