suitability

[ایالات متحده]/su:tə'biliti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناسبت، سازگاری

جملات نمونه

the greater suitability of women for the work

تناسب بیشتر زنان برای انجام این کار

assess the suitability of the accommodation for a disabled person

ارزیابی مناسب بودن محل اقامت برای یک فرد معلول

There’s no doubt about her suitability for the job.

بدون شک، او برای این کار مناسب است.

the guitar's eminent suitability for recording studio work.

تناسب برجسته گیتار برای کار ضبط در استودیو.

There's a question mark about her suitability for the job.

در مورد صلاحیت او برای این کار جای سوال وجود دارد.

We tried to assess his suitability for the job.

ما سعی کردیم آمادگی او برای این شغل را ارزیابی کنیم.

Shell carbon black can be used to modify furane resin for significantly enhancing its electrostatic resistance and impact resistance,so that it is of greater suitability value.

می‌توان از سیاه कार्बन Shell برای اصلاح رزین فوران به منظور افزایش قابل توجه مقاومت الکترواستاتیک و مقاومت ضربه آن استفاده کرد، بنابراین ارزش مناسب‌تر خواهد بود.

Firstly, we use Giga’s EA Evaluation Scorecard Model to assess the possibility and suitability of IAF for developing telecom BOSS.

در وهله اول، ما از مدل ارزیابی Giga's EA Evaluation Scorecard برای ارزیابی امکان و تناسب IAF برای توسعه BOSS تلفن همراه استفاده می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید