backfire

[ایالات متحده]/ˌbækˈfaɪə(r)/
[بریتانیا]/ˌbækˈfaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. اثر معکوس داشتن نسبت به آنچه که مقصود بود؛ منجر به نتیجه‌ای غیرمنتظره شدن
n. وضعیتی که در آن چیزی اثر معکوس نسبت به آنچه که مقصود بود دارد؛ یک پیامد غیرمنتظره

جملات نمونه

over-zealous publicity backfired on her.

تبلیغات بیش از حد اغراق‌آمیز برای او نتیجه معکوسی داشت.

His scheme backfired (on him) and he lost money.

طرح او به ضرر او تمام شد و او پولش را از دست داد.

The surprise I had planned backfired on me.

غافلگیری که برنامه ریخته بودم، برای من نتیجه معکوسی داشت.

Her schemes backfired on herself,and she lost her boyfriend forever.

طرح‌های او به ضرر خودش تمام شد و او برای همیشه خواستگارش را از دست داد.

His plan backfired on him, and he lost all his money.

برنامه او به ضرر او تمام شد و او تمام پولش را از دست داد.

His scheme to win the girl backfired and she went to another guy.

طرح او برای به دست آوردن دختر شکست خورد و او به سراغ مرد دیگری رفت.

نمونه‌های واقعی

I definitely did not see that one backfiring.

من اصلاً انتظار نداشتم این اتفاق بیفتد.

منبع: Friends Season 6

But it could also majorly backfire for them.

اما ممکن است برای آنها به شدت شکست بخورد.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

But believe me, it's already backfired.

اما باور کنید، از قبل شکست خورده است.

منبع: Billions Season 1

Using shame and guilt to motivate yourself will only backfire anyway!

استفاده از شرم و گناه برای ایجاد انگیزه در خودتان فقط به ضرر شما خواهد بود!

منبع: 2023 New Year Special Edition

You warn him that this could backfire. But he doesn't care.

شما به او هشدار می دهید که این ممکن است شکست بخورد. اما او اهمیتی نمی دهد.

منبع: VOA Special October 2019 Collection

And he fears that the U.S. talk of regime change could backfire.

و او نگران است که صحبت های آمریکا در مورد تغییر رژیم ممکن است به ضرر آنها تمام شود.

منبع: NPR News Summary May 2018 Collection

The tariffs on steel to help the industry, for example, could actually backfire.

تعرفات مربوط به فولاد برای کمک به صنعت، به عنوان مثال، ممکن است در واقعیت به ضرر آنها تمام شود.

منبع: VOA Standard English_Americas

Much of Pakistan was left without power as an energy-saving measure by the government backfired.

بخش زیادی از پاکستان بدون برق ماند زیرا اقدام دولت برای صرفه جویی در مصرف انرژی شکست خورد.

منبع: AP Listening January 2023 Collection

That car backfiring, it sounded like gunshots.

صدای انفجار ماشین شبیه به صدای شلیک گلوله بود.

منبع: Modern Family - Season 07

And it totally backfired on George Bush.

و کاملاً برای جورج بوش به ضرر تمام شد.

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید