bap

[ایالات متحده]/bæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. باپتیست; برنامه اسمبلی پایه

عبارات و ترکیب‌ها

rice bap

برنج باقلا

kimchi bap

کیمچی باقلا

bap configuration file

فایل پیکربندی باقلا

bap module installation

نصب ماژول باقلا

bap integration process

فرآیند یکپارچه سازی باقلا

bap api documentation

مستندات API باقلا

bap troubleshooting guide

راهنمای رفع مشکلات باقلا

bap security settings

تنظیمات امنیتی باقلا

bap user permissions

مجوزهای کاربر باقلا

bap system logs

لاگ‌های سیستم باقلا

bap performance metrics

معیارهای عملکرد باقلا

جملات نمونه

I love to eat bap for breakfast.

من عاشق خوردن باپ برای صبحانه هستم.

She made delicious bap with kimchi.

او باپ خوشمزه ای با کیمچی درست کرد.

Bap is a traditional Korean dish made of steamed rice.

باپ یک غذای سنتی کره‌ای است که از برنج بخارپز تهیه شده است.

Do you want to have some bap for lunch?

آیا می‌خواهید برای ناهار مقداری باپ داشته باشید؟

Bap is often served with various side dishes.

باپ اغلب با انواع غذاهای جانبی سرو می شود.

I like to add seaweed to my bap.

من دوست دارم جلبک دریایی به باپ خودم اضافه کنم.

Bap can be enjoyed plain or with toppings.

می‌توانید باپ را به تنهایی یا با افزودنی‌ها میل کنید.

The bap was seasoned perfectly with sesame oil.

باپ به طور کامل با روغن کنجد مزه‌دار شده بود.

In Korea, bap is a staple food in many households.

در کره، باپ غذای اصلی بسیاری از خانوارها است.

Bap is a versatile dish that can be customized to suit different tastes.

باپ یک غذای متنوع است که می توان آن را مطابق با سلیقه های مختلف تنظیم کرد.

we need to plan a bap for the project.

ما باید یک طرح برای پروژه برای باپ تهیه کنیم.

the bap will help us stay organized.

باپ به ما کمک می کند تا سازمان یافته بمانیم.

she is responsible for the bap implementation.

او مسئول اجرای باپ است.

can you explain the bap process to me?

می توانید فرآیند باپ را برای من توضیح دهید؟

they discussed the bap during the meeting.

آنها در طول جلسه در مورد باپ بحث کردند.

a clear bap is essential for success.

یک طرح واضح برای موفقیت ضروری است.

we followed the bap guidelines carefully.

ما دستورالعمل های باپ را با دقت دنبال کردیم.

he suggested some changes to the bap.

او پیشنهاداتی برای تغییرات در باپ ارائه کرد.

the bap includes all necessary resources.

باپ شامل تمام منابع لازم است.

they need to finalize the bap by next week.

آنها باید تا هفته آینده باپ را نهایی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید