rice

[ایالات متحده]/rais/
[بریتانیا]/raɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی غلات که به طور معمول به عنوان غذای اصلی در بسیاری از نقاط جهان، به ویژه در آسیا، استفاده می‌شود؛ برنج پخته
vt. برای له کردن به قوامی شبیه خمیر

عبارات و ترکیب‌ها

fried rice

برنج سرخ‌شده

rice cooker

قابلمه برنج

rice noodles

تهیه غذای برنجی

rice bowl

کاسه برنج

rice wine

آبجو برنج

hybrid rice

برنج هیبریدی

glutinous rice

برنج چسبنده

rice bran

کلزه‌ی برنج

brown rice

برنج قهوه‌ای

condoleezza rice

کاندولیزا رایس

rice field

مزرعه برنج

paddy rice

برنج مزرعه‌ای

rice straw

کاغذ برنج

rice flour

آرد برنج

wild rice

برنج وحشی

white rice

برنج سفید

rice husk

پوست برنج

rice starch

نشاسته برنج

rice blast

بیماری قارچی برنج

rice bran oil

روغن کلزه‌ی برنج

rice noodle

تهیه غذای برنجی

sticky rice

برنج چسبنده

جملات نمونه

salmon and rice rolls.

غلتک سالمون و برنج

cotton and rice planters.

کشاورزان پنبه و برنج

Rice is in long supply.

برنج به وفور در دسترس است.

Wheat and rice are cereals.

گندم و برنج غلات هستند.

barter rice for textiles

معاوضه برنج با منسوجات

Rice is the main food for us.

برنج غذای اصلی ماست.

Don't eat the rice cold.

برنج را سرد نخورید.

He bought rice in bulk.

او برنج را به صورت عمده خرید.

The rice is ripe for harvest.

برنج برای برداشت آماده است.

rice paddies; rice pudding.

زمین‌های برنج؛ پودینگ برنج.

cook the rice according to the instructions.

برنج را طبق دستورالعمل بپزید.

the country is not ready to permit any rice imports.

کشور برای واردات برنج آماده نیست.

basmati rice has a rich aroma.

برنج باسماتی دارای عطر غنی است.

rice was the staple crop grown in most villages.

برنج محصول اصلی بود که در بیشتر روستاها کشت می‌شد.

a paddy field bespread with young rice plants

یک مزرعه برنج پوشیده از گیاهان برنج جوان

The rice tastes burnt.

برنج طعم سوخته دارد.

Pork chops with rice pilau.

کتلت گوشت با پلو.

Operating varieties: original authentic Thai rice, glutinous rice, Baktun metres, rice, rice broken;

انواع عملکرد: برنج تایلندی اصیل و اصلی، برنج چسبناک، مترهای باکتون، برنج، برنج شکسته;

نمونه‌های واقعی

Today the technique that we'll be using is starting our fried rice off with steamed rice.

تکنیکی که امروز استفاده خواهیم کرد، شروع کردن برنج سرخ شده با برنج بخارپز است.

منبع: Culinary methods for gourmet food

In contrast to Westerners, Asians eat much rice and noodles.

در مقایسه با غربی ها، آسیایی ها مقدار زیادی برنج و نودل می خورند.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 10 First Semester

We buy the rice from the farmers.

ما برنج را از کشاورزان می خریم.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

Only the emperor is eating this rice.

فقط امپراتور این برنج را می خورد.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

We buy our rice at the nearest grocery.

ما برنج خود را از نزدیکترین سوپرمارکت می خریم.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

I'd like sime rice and fish, please.

من کمی برنج و ماهی می خواهم.

منبع: People's Education Press PEP Elementary School English Grade 4 Textbook Volume 1

And I'm going to bring fried rice.

و من قصد دارم برنج سرخ شده بیاورم.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

" Now will you cook some rice" ? asked the monk.

"- حالا می‌خواهی کمی برنج بپزی؟" راهب پرسید.

منبع: Journey to the West

All right. We'll also have some rice. Any drinks?

باشه. ما هم کمی برنج خواهیم داشت. نوشیدنی؟

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 7, Volume 1)

" Can you get some rice from the supermarket for me? "

" آیا می توانید کمی برنج از سوپرمارکت برای من بگیرید؟"

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید