batches

[ایالات متحده]/ˈbætʃɪz/
[بریتانیا]/ˈbætʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعدادی از چیزها که جمع شده‌اند؛ مقدار چیزی که در یک زمان تولید شده است؛ گروهی از چیزها که به‌طور مشترک پردازش شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

train in batches

آموزش در دسته‌ها

جملات نمونه

we need to process the orders in batches to improve efficiency.

ما نیاز داریم سفارش‌ها را به صورت دسته‌ای پردازش کنیم تا کارایی را بهبود بخشیم.

the cookies were baked in small batches for freshness.

کیک‌ها برای تازگی به صورت دسته‌های کوچک پخته شدند.

they released the updates in batches to minimize disruptions.

آنها به‌روزرسانی‌ها را به صورت دسته‌ای منتشر کردند تا اختلالات را به حداقل برسانند.

we will analyze the data in batches to identify trends.

ما داده‌ها را به صورت دسته‌ای تجزیه و تحلیل خواهیم کرد تا روندها را شناسایی کنیم.

the factory produces items in large batches to save costs.

کارخانه اقلام را به صورت دسته‌های بزرگ تولید می‌کند تا در هزینه‌ها صرفه‌جویی کند.

students were grouped into batches for the training program.

دانشجویان برای برنامه آموزشی به صورت دسته‌ای گروه‌بندی شدند.

she submitted her application in batches over several weeks.

او درخواست خود را در طول چند هفته به صورت دسته‌ای ارسال کرد.

we will release the product in batches to manage inventory.

ما محصول را به صورت دسته‌ای منتشر خواهیم کرد تا موجودی را مدیریت کنیم.

the team completed the project in batches to meet the deadline.

تیم پروژه را به صورت دسته‌ای تکمیل کرد تا مهلت مقرر را رعایت کند.

they are training the models in batches to improve performance.

آنها مدل‌ها را به صورت دسته‌ای آموزش می‌دهند تا عملکرد را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید