groups

[ایالات متحده]/ɡruːps/
[بریتانیا]/ɡruːps/

ترجمه

n. جمع؛ مجموعه‌هایی از افراد یا اشیاء
v.سوم شخص مفرد فعل گروه؛ برای تشکیل یا سازماندهی در گروه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

groups of people

گروه‌های مردم

work in groups

در گروه‌ها کار می‌کنند

groups compete

گروه‌ها با یکدیگر رقابت می‌کنند

support groups

گروه‌های حمایتی

interest groups

گروه‌های ذینفع

groups gather

گروه‌ها گرد هم می‌آیند

form groups

تشکیل گروه‌ها

groups discuss

گروه‌ها بحث می‌کنند

groups share

گروه‌ها به اشتراک می‌گذارند

groups collaborate

گروه‌ها همکاری می‌کنند

جملات نمونه

we need to form groups of four for the project.

ما نیاز داریم گروه‌های چهار نفره برای پروژه تشکیل دهیم.

the marketing team works in cross-functional groups.

تیم بازاریابی در گروه‌های چند تخصصی کار می‌کند.

several groups applied for the research grant.

چند گروه برای کمک هزینه تحقیقاتی درخواست دادند.

the students were divided into smaller groups.

دانشجویان به گروه‌های کوچکتر تقسیم شدند.

we're analyzing data from different demographic groups.

ما داده‌ها را از گروه‌های جمعیتی مختلف تجزیه و تحلیل می‌کنیم.

the company is targeting specific customer groups.

شرکت هدف قرار دادن گروه‌های خاص مشتری را دارد.

the support groups provide a safe space to share.

گروه‌های حمایتی یک فضای امن برای به اشتراک گذاشتن فراهم می‌کنند.

risk groups were identified in the assessment.

گروه‌های پرخطر در ارزیابی شناسایی شدند.

the volunteer groups helped clean the park.

گروه‌های داوطلب به پاکسازی پارک کمک کردند.

we'll be rotating between different work groups.

ما بین گروه‌های کاری مختلف جابجا خواهیم شد.

the focus groups provided valuable feedback.

گروه‌های متمرکز بازخورد ارزشمندی ارائه دادند.

the research groups collaborated on the study.

گروه‌های تحقیقاتی روی مطالعه با هم همکاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید