aggregates

[ایالات متحده]/ˈæɡrɪɡeɪts/
[بریتانیا]/ˈæg.rə.ɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموع کل یا میزان چیزی؛ مجموعه‌ای از چیزها که به عنوان یک کل در نظر گرفته می‌شود؛ مصالح تجمعی مورد استفاده در ساخت و ساز، مانند شن یا سنگ خرد شده.
v. جمع‌آوری یا گرد هم آوردن به یک کل؛ تشکیل یک مجموع یا میزان.

جملات نمونه

the company aggregates data from various sources.

شرکت داده‌ها را از منابع مختلف جمع‌آوری می‌کند.

the report aggregates sales figures for each quarter.

گزارش، آمار فروش را برای هر سه ماهه جمع‌آوری می‌کند.

aggregates of concrete are mixed on site.

تجمعات بتن در محل مخلوط می‌شوند.

the software aggregates user reviews to provide an overall rating.

نرم‌افزار نظرات کاربران را جمع‌آوری می‌کند تا یک امتیاز کلی ارائه دهد.

the website aggregates news from multiple sources.

وب‌سایت اخبار را از منابع متعدد جمع‌آوری می‌کند.

aggregates of gravel are commonly used in construction.

تجمعات شن و ماسه به طور معمول در ساخت و ساز استفاده می‌شوند.

the analyst aggregated the data to identify trends.

تحلیلگر داده‌ها را برای شناسایی روندها جمع‌آوری کرد.

aggregates of sand are used to make concrete.

تجمعات شن و ماسه برای ساخت بتن استفاده می‌شوند.

the platform aggregates content from different social media channels.

پلتفرم محتوا را از کانال‌های رسانه‌های اجتماعی مختلف جمع‌آوری می‌کند.

aggregates of iron ore are transported by rail.

تجمعات سنگ آهن با قطار حمل می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید