bindings

[ایالات متحده]/ˈbaɪndɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbaɪndɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بستن یا محکم کردن چیزی به هم; لبه‌های تزئینی بر روی لباس یا سایر اقلام; ماده چسبناکی که برای چسباندن چیزها به هم استفاده می‌شود; جلدهای یک کتاب

عبارات و ترکیب‌ها

data bindings

binding های داده

ui bindings

binding های رابط کاربری

event bindings

binding های رویداد

object bindings

binding های شیء

property bindings

binding های ویژگی

xml bindings

binding های XML

service bindings

binding های سرویس

custom bindings

binding های سفارشی

loose bindings

binding های آزاد

جملات نمونه

the bindings of the book were worn out.

جلد کتاب کهنه و فرسوده شده بود.

she used bindings to secure the papers together.

او از بسته‌ها برای محکم کردن کاغذها استفاده کرد.

the bindings on these shoes are very strong.

بسته‌های این کفش‌ها بسیار قوی هستند.

he checked the bindings before starting the project.

او قبل از شروع پروژه، بسته‌ها را بررسی کرد.

we need to reinforce the bindings for better durability.

ما باید برای افزایش دوام، بسته‌ها را تقویت کنیم.

the artist used colorful bindings to enhance the artwork.

هنرمند از بسته‌های رنگارنگ برای افزایش جذابیت اثر هنری استفاده کرد.

these bindings are essential for keeping the documents organized.

این بسته‌ها برای حفظ نظم اسناد ضروری هستند.

the bindings of the report were carefully designed.

بسته‌های گزارش به دقت طراحی شده بودند.

she prefers bindings that are easy to open and close.

او ترجیح می‌دهد بسته‌هایی که باز و بسته کردن آن‌ها آسان است.

they used leather bindings for a more elegant look.

آنها از بسته‌های چرمی برای ظاهری شیک‌تر استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید