ties that bind
گرههایی که پیوند میدهند
neckties and bow ties
کراوات و پاپیون
tied up
گره خورده
ties together
پیوند میدهد
tied to
به آن گره خورده
ties the game
بازی را مساوی میکند
ties in knots
در گرهها
tied down
متعهد شده
ties the score
امتیاز را مساوی میکند
bow ties
پاپیون
he loosened his ties and took a deep breath.
او کروات خود را باز کرد و نفسی عمیق کشید.
the company has strong ties with several international partners.
شرکت روابط قوی با چندین شریک بین المللی دارد.
she wore a beautiful silk ties with a floral pattern.
او یک کراوات ابریشمی زیبا با طرح گل پوشیده بود.
the investigation revealed unexpected ties between the two suspects.
تحقیقات ارتباطات غیرمنتظره ای بین دو مظنون را نشان داد.
he felt a strong emotional ties to his hometown.
او احساس پیوند عاطفی قوی با زادگاهش داشت.
the speaker emphasized the importance of family ties.
سخنرانی بر اهمیت پیوندهای خانوادگی تاکید کرد.
they severed all ties with their former business partner.
آنها تمام ارتباطات خود را با شریک تجاری سابق خود قطع کردند.
the project aims to strengthen ties between the two countries.
این پروژه با هدف تقویت روابط بین دو کشور است.
he carefully knotted his ties before the important meeting.
او قبل از جلسه مهم، کراوات خود را با دقت گره زد.
the evidence showed close ties to organized crime.
شواهد نشان دهنده ارتباط نزدیک با جرایم سازمان یافته بود.
maintaining good ties is crucial for successful business.
حفظ روابط خوب برای کسب و کار موفق ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید