ties

[ایالات متحده]/[taɪz]/
[بریتانیا]/[taɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکه پارچه که دور گردن بسته می‌شود، معمولاً با طرحی، و به عنوان بخشی از لباس رسمی استفاده می‌شود؛ یک ارتباط یا رابطه؛ تساوی (در یک بازی)
v. با یک بست، ببندید؛ به اتصال یا ارتباط

عبارات و ترکیب‌ها

ties that bind

گره‌هایی که پیوند می‌دهند

neckties and bow ties

کراوات و پاپیون

tied up

گره خورده

ties together

پیوند می‌دهد

tied to

به آن گره خورده

ties the game

بازی را مساوی می‌کند

ties in knots

در گره‌ها

tied down

متعهد شده

ties the score

امتیاز را مساوی می‌کند

bow ties

پاپیون

جملات نمونه

he loosened his ties and took a deep breath.

او کروات خود را باز کرد و نفسی عمیق کشید.

the company has strong ties with several international partners.

شرکت روابط قوی با چندین شریک بین المللی دارد.

she wore a beautiful silk ties with a floral pattern.

او یک کراوات ابریشمی زیبا با طرح گل پوشیده بود.

the investigation revealed unexpected ties between the two suspects.

تحقیقات ارتباطات غیرمنتظره ای بین دو مظنون را نشان داد.

he felt a strong emotional ties to his hometown.

او احساس پیوند عاطفی قوی با زادگاهش داشت.

the speaker emphasized the importance of family ties.

سخنرانی بر اهمیت پیوندهای خانوادگی تاکید کرد.

they severed all ties with their former business partner.

آنها تمام ارتباطات خود را با شریک تجاری سابق خود قطع کردند.

the project aims to strengthen ties between the two countries.

این پروژه با هدف تقویت روابط بین دو کشور است.

he carefully knotted his ties before the important meeting.

او قبل از جلسه مهم، کراوات خود را با دقت گره زد.

the evidence showed close ties to organized crime.

شواهد نشان دهنده ارتباط نزدیک با جرایم سازمان یافته بود.

maintaining good ties is crucial for successful business.

حفظ روابط خوب برای کسب و کار موفق ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید