bobby

[ایالات متحده]/ˈbɔbi/
[بریتانیا]/ˈbɑbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسر پلیس; افسر اجرای قانون; یک مقام مسئول در حفظ قانون و نظم.

عبارات و ترکیب‌ها

bobby pins

گیره بابی

bobby socks

جوراب بابی

bobby cut

مدل موی بابری

bobby hat

کلاه بابی

bobby soxer

بابی سوکسر

bobby dazzler

بابی دَزلر

bobby trap

تله بابی

bobby calf

گوساله بابی

bobby brown

باببی براون

جملات نمونه

Bobby was not unhandsome in his uniform.

بابي در یونیفرم خود خیلی بدمنگار نبود.

Albert's new tie is a bobby dazzler.

کراوات جدید آلبرت یک بدرخشنده باببی است.

And the bobbies will be along instanter.

و پلیس‌ها به سرعت خواهند آمد.

Bobby had told the barman to put everything on the tab.

باببی به bartender گفته بود همه چیز را به حساب بدهد.

Bobby must have it his way and play the game by his rules.

بابي باید به روش خود عمل کند و طبق قوانین خود بازی کند.

Bobby is going about his homework very seriously tonight.

امشب بابي به طور جدی در حال انجام تکالیفش است.

Bobby finished his homework under his own steam.

بابي تکالیفش را با تلاش خود به پایان رساند.

When Bobby wouldn't eat his supper, his mother carted him off to bed.

وقتی بابي شامش را نمی خورد، مادرش او را به رختخواب برد.

Delicate pink add fruity and lovely corallite bead, such acting the role of article sleeve of tie-in and bubbly bubble, falbala, exceed short miniskirt, bobby baby temperament adds cent sweetly!

صورتی ملایم و لطیف و مهره مرجانی دوست داشتنی، نقش آفرینی در آستین مقاله و حباب های پر جنب و جوش، پالبالا، دامن کوتاه بسیار کوتاه، خلق و خوی کودکانه باببی به طور شیرین اضافه می کند!

"It's raining hard enough to put out the very devil's fire. And the bobbies will be along instanter. There's a soldier on guard yonder. We shall get nabbed here."

"باران به شدت می بارد که حتی آتش شیطان را خاموش می کند. و پلیس ها به سرعت خواهند آمد. سربازی آنجا نگهبانی می دهد. ما اینجا دستگیر خواهیم شد."

نمونه‌های واقعی

Bobbies are more numerous today than in the mid-1990s, when law-breaking was at its peak.

امروزه تعداد پلیس‌ها بیشتر از اواسط دهه 1990 است، زمانی که جرم و جنایت در اوج خود بود.

منبع: The Economist (Summary)

" Well, why didn't you say you were bobbies" ?

«خب، چرا نگفتید که پلیس هستید؟

منبع: One Shilling Candle (Part Two)

And Hazel told me to secure it with a bobby pin.

و هیزل به من گفت آن را با گیره مو (بابی پین) محکم کنم.

منبع: The Real Life of Barbie

Do you have a bobby pin? Yeah.

آیا گیره مو (بابی پین) دارید؟ بله.

منبع: Friends Season 8

You have to use a bobby pin.

شما باید از گیره مو (بابی پین) استفاده کنید.

منبع: Pretty Little Liars Season 3

We don’t like the bobbies round the camp.

ما خوش نمی‌آییم به پلیس‌هایی که اطراف کمپ هستند.

منبع: 05 Five Go Off in a Caravan

I was glad to see you back with those bobbies so quickly.

خوشحال شدم که شما را آنقدر سریع با آن پلیس‌ها دیدم.

منبع: 05 Five Go Off in a Caravan

" We're not bobbies, " Williams said, ferociously, and Grant laughed the more, and dragged him from the scene.

«ما پلیس نیستیم،» ویلیامز با خشم گفت، گرنت بیشتر خندید و او را از صحنه دور کشید.

منبع: One Shilling Candle (Part Two)

So this, I only could wear it in the strip clubs though, it's called an eight inch bobby chain I'm getting.

بنابراین، من فقط می‌توانم آن را در کلوپ‌های رقص بپوشم، این یک زنجیره بابی هشت اینچی است که می‌گیرم.

منبع: GQ — 10 Essentials for Celebrities

Because perhaps a lot of, you know, bobbies on the beat, as it were, already have the name badges on and are known.

چون شاید تعداد زیادی از پلیس‌هایی که در خیابان گشت می‌زنند، از قبل کارت شناسایی خود را داشته باشند و شناخته شوند.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید