cop

[ایالات متحده]/kɒp/
[بریتانیا]/kɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. ضریب عملکرد، برنامه بهینه‌سازی مداوم، بهینه‌سازی کنترل، پردازنده کنترل‌گرا.

عبارات و ترکیب‌ها

no cop

no cop

traffic cop

traffic cop

cop out

cop out

جملات نمونه

he's a cop to the bone.

او تا مغز استخوان پلیس است.

The cops got the crooks.

پولیس‌ها دزدها را گرفتند.

cop hold of the suitcase, I'm off.

چنانچه پلیس کیف را در دست بگیرد، من می‌روم.

they say he's not much cop as a coach.

می‌گویند او به عنوان مربی خیلی خوب نیست.

These rookie cops don’t know anything yet.

این پلیس‌های تازه‌کار هنوز چیزی نمی‌دانند.

the cop booked me and took me down to the station.

سرباز مرا رزرو کرد و به ایستگاه پلیس برد.

a cop who doesn't exactly play it by the book .

یک پلیسی که دقیقاً طبق قانون رفتار نمی‌کند.

a cop caper about intergalactic drug dealers.

یک عملیات پلیسی درباره قاچاقچیان بین‌سیاره‌ای.

he had the cop-on to stay clear of Hugh Thornley.

او به خاطر دور ماندن از هیو ترنلی، پلیس را در نظر داشت.

there are a lot of people in the world who don't cop to their past.

بسیاری از مردم در جهان هستند که نمی‌خواهند گذشته خود را اعتراف کنند.

the cops rarely liaised with the income tax ferrets.

پولیس‌ها به ندرت با بازرسان مالیاتی ارتباط برقرار می‌کردند.

the cop frogmarched him down the steep stairs.

پلیس او را با زور از پله‌های شیب‌دار پایین برد.

Hey up! Here's the cops!.

هی! اینها پلیس هستند!

a sloping stone coping oversailing a gutter.

سنگ‌نمای شیب‌دار سنگی که از یک ناودان بیرون زده است.

he coped well with the percussion part.

او به خوبی با قسمت کوبه‌ای کنار آمد.

He was pinned by the cops for the hold up.

او به دلیل سرقت مسلحانه توسط پلیس به زمین افتاد.

I'm gonna cop Marish's new album when it drops.

من قصد دارم وقتی منتشر شد آلبوم جدید ماریش را بخرم.

a coping stone; a paving stone.

سنگ‌نمای سنگی؛ سنگ فرش.

نمونه‌های واقعی

I guess you could say they're dirty cops.

من فکر می‌کنم می‌توان گفت که آنها پلیس‌های فاسدی هستند.

منبع: VOA Daily Standard January 2019 Collection

Once a dirty cop, always a dirty cop, right?

یک بار پلیس فاسد، همیشه پلیس فاسد، درسته؟

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Order a pizza and call the cops.

یک پیتزا سفارش بده و پلیس را خبر کن.

منبع: Modern Family - Season 02

Now, skedaddle before I call the cops.

حالا برو تا قبل از اینکه پلیس را خبر کنم.

منبع: Lost Girl Season 4

We could play like good cop, bad cop.

ما می‌توانیم مثل پلیس خوب، پلیس بد بازی کنیم.

منبع: Gourmet Base

Being a cop isn't what they did.

بودن پلیس کاری نبود که آنها انجام دادند.

منبع: Obama's weekly television address.

I'm tired of being the bad cop.

من از اینکه پلیس بد باشم خسته شدم.

منبع: Modern Family - Season 02

Why don't you just call the cops?

چرا فقط پلیس را خبر نمی‌کنی؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

I have every right to call the cops.

من هر حق را برای خبر کردن پلیس دارم.

منبع: American Horror Story Season 1

When everyone refused, he threatened to call the cops.

وقتی همه امتناع کردند، او تهدید کرد که پلیس را خبر کند.

منبع: Women Who Changed the World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید