thief

[ایالات متحده]/θiːf/
[بریتانیا]/θiːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنایتکار که اقلام را از دیگران می‌دزدد

عبارات و ترکیب‌ها

thief of time

سارق زمان

professional thief

سارق حرفه‌ای

جملات نمونه

The thief was caught.

دزد دستگیر شد.

a thief about in the hotel.

یک دزد در هتل پرسه می‌زد.

Procrastination is the thief of time.

به تعویق انداختن، دزد زمان است.

A thief and a pothead!

یک دزد و یک مصرف‌کننده مواد مخدر!

The thief was sent to prison.

دزد به زندان فرستاده شد.

There is a thief in our midst.

یک دزد در میان ما وجود دارد.

The thief stole into the house.

سارق وارد خانه شد.

an incorrigible thief

یک دزد بی‌بازدار

The thief crept along the corridor.

دزد در امتداد راهرو خزید.

The statement of the thief is not susceptible of proof.

اظهارات دزد قابل اثبات نیست.

a mob that put the thief to flight.

گروهی که باعث فرار دزد شد.

The thief got in through the window.

دزد از پنجره وارد شد.

The thief has amended.

دزد اصلاح شده است.

The thief is certain to be caught in time.

مطمئناً دزد در زمان خود دستگیر خواهد شد.

She was set on by a thief in the park.

او توسط دزدی در پارک مورد حمله قرار گرفت.

The thief was shut up in prison.

دزد در زندان زندانی شد.

The thief ran slap into a policeman.

سارق ناگهان به یک افسر پلیس برخورد کرد.

Set a thief to catch a thief.

یک دزد را برای گرفتن دزد دیگر بفرست.

A thief lifted my wallet.

یک دزد کیف پول من را برداشت.

The thief glided out of the room.

سارق از اتاق سر خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید