boot

[ایالات متحده]/buːt/
[بریتانیا]/buːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چکمه‌ها را پوشیدن; راهنمایی کردن; لگد زدن; اخراج کردن
n. کفش‌های مخصوص; صندوق عقب ماشین; لگد

عبارات و ترکیب‌ها

leather boot

کفش چرمی

hiking boot

کفش کوهنوردی

rain boot

چکمه بارانی

ankle boot

کفش مچ پا

combat boot

کفش نظامی

boot loader

بارگذار بوت

boot camp

اردوی آموزشی

boot sector

بخش بوت

boot device

دستگاه بوت

boot up

روشن کردن

boot record

رکورد بوت

disk boot failure

شکست در بوت دیسک

boot menu

منوی بوت

remote boot

بوت از راه دور

get the boot

بیرون رانده شدن

boots and all

به طور کامل

rubber boot

چکمه لاستیکی

جملات نمونه

The boot wouldn't buckle.

کفش نمی‌توانست بسته شود.

he got a boot in the stomach.

او یک ضربه به شکم گرفت.

a pair of boots in brown.

یک جفت چکمه قهوه‌ای.

Boots are made in this tannery.

چکمه‌ها در این چرم‌سازی تولید می‌شوند.

the clomp of booted feet.

صدای کوبنده چکمه‌ها.

her boots were dirty.

چکمه‌های او کثیف بودند.

boots known as DMs to the initiated.

چکمه‌هایی که به نام DM برای افراد آگاه شناخته می‌شوند.

boots with stiff leather outers.

چکمه‌هایی با رویه چرمی سفت.

Charlotte heard the scrunch of boots on gravel.

شارلوت صدای خراش چکمه‌ها روی سنگ‌ریزه را شنید.

use boot polish to try and get a shine.

برای گرفتن درخشندگی از صیقلی‌کننده چکمه استفاده کنید.

these boots are a bit on the tight side.

این چکمه‌ها کمی تنگ هستند.

the stamp of boots on the bare floor.

صدای کوبیده شدن چکمه‌ها روی کفپوش بدون محافظ.

have one's boots nailed

چکمه‌های خود را بکوبید

my boots; my accomplishments.

چکمه‌های من؛ دستاوردهای من.

They gave him the boot for coming late.

آنها به دلیل دیر رسیدن او را اخراج کردند.

your boots; your accomplishments.

چکمه‌های شما؛ دستاوردهای شما.

The thief gave me a boot in my stomach.

دزد یک ضربه به من در شکمم زد.

combat boots; combat troops.

چکمه‌های رزمی؛ سربازان رزمی.

Stick the boot in, pal!

آن را در آن جا بگذار، رفیق!

نمونه‌های واقعی

You might find you have snow stub follow your boots.

شاید متوجه شوید که برف بعد از چکمه‌های شما دنبال می‌کند.

منبع: Teaching you to ski

My favorite outfit was the glittery boots and my bumblebee tights.

لباس مورد علاقه من چکمه‌های براق و جوراب‌های زنبوری من بود.

منبع: Before I Met You Selected

She wiped her boots with a rag.

او چکمه‌هایش را با یک پارچه تمیز کرد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

You can bet your boots that he will come.

می‌توانی روی چکمه‌هایت شرط ببندی که او خواهد آمد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Broke the heel of my favourite boots.

پاشنه چکمه‌های مورد علاقه من شکست.

منبع: Lost Girl Season 2

Now, where did he get those work boots?

حالا، او آن چکمه‌های کار را از کجا گرفت؟

منبع: Flipped Selected

The farmers wear paper boots in the snow.

کشاورزان چکمه‌های کاغذی در برف می‌پوشند.

منبع: IELTS Listening

I never catch anything -- not even old boots.

من هرگز چیزی نمی گیرم - حتی چکمه های قدیمی.

منبع: New Concept English, British English Version, Book Two (Translation)

But why did wisdom teeth specifically get the boot?

اما چرا دندان عقل به طور خاص کنار گذاشته شد؟

منبع: Listening Digest

We'd probably need to wear special boots.

احتمالاً به پوشیدن چکمه‌های مخصوص نیاز خواهیم داشت.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Ninth Grade, Volume 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید