botches a job
اشتباه در انجام کار
botch an attempt
تلاش ناموفق
frequently botches things
اغلب اوقات در انجام کارها اشتباه میکند
botches the presentation
ارائه را خراب میکند
botches every opportunity
هر فرصتی را خراب میکند
botches the execution
اجرا را خراب میکند
he really botches the presentation every time.
او هر بار ارائه را به هم میریزد.
she botches her lines during the play.
او خطوط خود را در طول نمایش خراب میکند.
the contractor botches the renovation project.
کنسروها پروژه بازسازی را خراب میکند.
don't botch the job; it's important to get it right.
کار را خراب نکنید؛ مهم است که آن را درست انجام دهید.
he botches the recipe every time he tries to cook.
هر بار که سعی میکند آشپزی کند، دستور غذا را خراب میکند.
the artist botches the painting by using the wrong colors.
هنرمند نقاشی را با استفاده از رنگهای اشتباه خراب میکند.
she botches the delivery of her speech.
او نحوه ارائه سخنرانی خود را خراب میکند.
he often botches his attempts at fixing things around the house.
او اغلب تلاش خود را برای تعمیر وسایل خانه خراب میکند.
they botch the team project due to poor communication.
آنها پروژه تیمی را به دلیل ارتباط ضعیف خراب میکنند.
don't botch your chance at this opportunity.
فرصت خود را خراب نکنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید