life perfects
زندگی کامل میکند
art perfects
هنر کامل میکند
time perfects
زمان کامل میکند
nature perfects
طبیعت کامل میکند
practice perfects
تمرین کامل میکند
skill perfects
مهارت کامل میکند
experience perfects
تجربه کامل میکند
effort perfects
تلاش کامل میکند
passion perfects
اشتیاق کامل میکند
design perfects
طراحی کامل میکند
she perfects her skills through daily practice.
او مهارتهای خود را با تمرین روزانه کامل میکند.
he perfects his recipe after many trials.
او دستور غذای خود را پس از تلاشهای فراوان کامل میکند.
the artist perfects her technique with every painting.
هنرمند تکنیک خود را با هر نقاشی کامل میکند.
they perfect their performance before the big show.
آنها اجرای خود را قبل از نمایش بزرگ کامل میکنند.
he perfects his presentation by practicing in front of a mirror.
او ارائه خود را با تمرین جلوی آینه کامل میکند.
she perfects her dance moves with constant feedback.
او حرکات رقص خود را با بازخورد مداوم کامل میکند.
the chef perfects her dish with fresh ingredients.
سرآشپز غذای خود را با مواد تازه کامل میکند.
he perfects his guitar skills by learning from others.
او مهارتهای گیتار خود را با یادگیری از دیگران کامل میکند.
they perfect their strategy before the competition.
آنها استراتژی خود را قبل از مسابقه کامل میکنند.
she perfects her writing by reading extensively.
او با خواندن گسترده، مهارت نوشتن خود را کامل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید