perfects

[ایالات متحده]/ˈpɜːfɛkts/
[بریتانیا]/ˈpɜrˌfɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از کامل; کامل یا جامع کردن; چیزی را کامل کردن; به طور کامل آموزش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

life perfects

زندگی کامل می‌کند

art perfects

هنر کامل می‌کند

time perfects

زمان کامل می‌کند

nature perfects

طبیعت کامل می‌کند

practice perfects

تمرین کامل می‌کند

skill perfects

مهارت کامل می‌کند

experience perfects

تجربه کامل می‌کند

effort perfects

تلاش کامل می‌کند

passion perfects

اشتیاق کامل می‌کند

design perfects

طراحی کامل می‌کند

جملات نمونه

she perfects her skills through daily practice.

او مهارت‌های خود را با تمرین روزانه کامل می‌کند.

he perfects his recipe after many trials.

او دستور غذای خود را پس از تلاش‌های فراوان کامل می‌کند.

the artist perfects her technique with every painting.

هنرمند تکنیک خود را با هر نقاشی کامل می‌کند.

they perfect their performance before the big show.

آنها اجرای خود را قبل از نمایش بزرگ کامل می‌کنند.

he perfects his presentation by practicing in front of a mirror.

او ارائه خود را با تمرین جلوی آینه کامل می‌کند.

she perfects her dance moves with constant feedback.

او حرکات رقص خود را با بازخورد مداوم کامل می‌کند.

the chef perfects her dish with fresh ingredients.

سرآشپز غذای خود را با مواد تازه کامل می‌کند.

he perfects his guitar skills by learning from others.

او مهارت‌های گیتار خود را با یادگیری از دیگران کامل می‌کند.

they perfect their strategy before the competition.

آنها استراتژی خود را قبل از مسابقه کامل می‌کنند.

she perfects her writing by reading extensively.

او با خواندن گسترده، مهارت نوشتن خود را کامل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید