bulk

[ایالات متحده]/bʌlk/
[بریتانیا]/bʌlk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حجم، ظرفیت؛ قطعه بزرگ؛ اکثریت
vt. بزرگتر کردن، تشکیل یک مقدار زیاد؛ به نظر مهم آمدن.

عبارات و ترکیب‌ها

bulk order

سفارش عمده

bulk purchase

خرید عمده

bulk shipment

ارسال عمده

bulk discount

تخفیف عمده

bulk packaging

بسته‌بندی عمده

bulk storage

انبارهای عمده

bulk sales

فروش عمده

the bulk of

اکثریت

in bulk

به صورت عمده

bulk cargo

بار حجمی

bulk density

چگالی حجمی

bulk cement

سیمان عمده

dry bulk

خشک عمده

bulk material

مواد عمده

bulk polymerization

پلیمریزاسیون عمده

bulk carrier

کشتی حمل بار عمده

bulk production

تولید عمده

bulk modulus

ماژول حجمی

bulk grain

غلات عمده

soil bulk density

چگالی حجمی خاک

bulk commodity

کالا عمده

bulk goods

کالاهای عمده

bulk volume

حجم عمده

bulk up

افزایش حجم

bulk cement truck

کامیون سیمان عمده

جملات نمونه

buying in bulk can save you money

خرید عمده می تواند در هزینه ها صرفه جویی کند

the majority of the bulk is made up of water

اکثر حجم آن از آب تشکیل شده است

she carries the bulk of the responsibility

او بیشتر مسئولیت را بر عهده دارد

he lifted the heavy bulk onto the truck

او حجم سنگین را به کامیون برد

the bulk of the work is already done

اکثر کارها انجام شده است

we need to order supplies in bulk

ما باید مواد غذایی را به صورت عمده سفارش دهیم

the bulk of the population lives in urban areas

اکثر جمعیت در مناطق شهری زندگی می کنند

the bulk of the evidence supports the theory

اکثر شواهد از این نظریه پشتیبانی می کنند

she bulked up by lifting weights

او با وزنه زدن عضله سازی کرد

the bulk of the book is devoted to history

اکثر کتاب به تاریخ اختصاص داده شده است

نمونه‌های واقعی

Not everyone works out just to bulk up, of course.

البته همه افراد فقط برای افزایش حجم بدنی ورزش نمی‌کنند.

منبع: VOA Special September 2019 Collection

And how do we bulk up?

و ما چگونه حجم بدنه خود را افزایش دهیم؟

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

I put on five ounces this year. I've really bulked up.

امسال پنج انس وزن اضافه کردم. واقعاً حجم بدنم را افزایش داده‌ام.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

At the same time, women make up the bulk of the poor.

همزمان، زنان بخش عمده‌ی فقرا را تشکیل می‌دهند.

منبع: VOA Standard Speed Collection October 2016

Dave placed his great bulk on the tiny chair, and it broke.

دیو حجم زیاد خود را روی صندلی کوچک قرار داد و صندلی شکست.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

So there are three macronutrients that make up the bulk of food.

بنابراین سه ماده مغذی وجود دارد که بخش عمده‌ی غذا را تشکیل می‌دهند.

منبع: Connection Magazine

And those add extra bulk to our sentence, they clutter your communication.

و این‌ها حجم اضافی به جمله ما اضافه می‌کنند، ارتباط شما را آشفته می‌کنند.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

Many people spend the bulk of their lives immersed in boring, repetitive routines.

بسیاری از افراد بخش عمده‌ای از زندگی خود را درگیر روتین‌های خسته‌کننده و تکراری سپری می‌کنند.

منبع: Science in Life

This forms the bulk of the heart tissue, because those cardiac muscle cells contract and pump blood.

این بخش عمده بافت قلب را تشکیل می‌دهد، زیرا سلول‌های عضله‌ی قلبی منقبض می‌شوند و خون را پمپاژ می‌کنند.

منبع: Osmosis - Anatomy and Physiology

This accomplished, the outfit, though cut in half, was still a formidable bulk.

با انجام این کار، لباس، اگرچه از وسط بریده شده بود، هنوز هم حجم قابل توجهی داشت.

منبع: The Call of the Wild

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید