callow

[ایالات متحده]/ˈkæləʊ/
[بریتانیا]/ˈkæloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمبود پیچیدگی بزرگسالان؛ نابالغ؛ بی‌تجربه

عبارات و ترکیب‌ها

a callow youth

جوانی بی‌تجربه

callow innocence

معصومیت خام

callow behavior

رفتار بی‌تجربه

جملات نمونه

earnest and callow undergraduates.

دانشجویان جوان و بی‌تجربه

He was only a callow youth.

او فقط یک جوان بی‌تجربه بود.

He was a callow youth when he joined the newspaper.

او در زمان استخدام در روزنامه، یک جوان بی‌تجربه بود.

The callow youth was eager to prove himself in the new job.

جوان بی‌تجربه مشتاق بود تا در شغل جدید خود ثابت کند.

Her callow behavior showed her lack of experience.

رفتار بی‌تجربه‌اش نشان‌دهنده نداشتن تجربه او بود.

He spoke with a callow confidence that belied his inexperience.

او با اعتماد بی‌تجربه‌ای صحبت کرد که نشان‌دهنده نداشتن تجربه او بود.

The callow recruit struggled to adapt to military life.

نیروی تازه‌وارد بی‌تجربه برای سازگاری با زندگی نظامی تلاش کرد.

She dismissed his callow attempts at flirting.

او تلاش‌های بی‌تجربگی او برای flirt کردن را نادیده گرفت.

The callow artist's work lacked depth and maturity.

کارهای هنرمند بی‌تجربه فاقد عمق و بلوغ بود.

His callow attitude towards money management led to financial troubles.

نگاه بی‌تجربگی او به مدیریت پول منجر به مشکلات مالی شد.

The callow singer struggled to convey emotion in her performance.

خواننده بی‌تجربه برای انتقال احساسات در اجرایش تلاش کرد.

Despite his callow appearance, he was actually quite knowledgeable.

با وجود ظاهر بی‌تجربگی‌اش، او در واقع بسیار آگاه بود.

The callow student's lack of focus affected his academic performance.

عدم تمرکز دانش‌آموز بی‌تجربه بر عملکرد تحصیلی او تأثیر گذاشت.

نمونه‌های واقعی

A troop of newly arrived students, very young, pink and callow, followed nervously, rather abjectly, at the Director's heels.

گروهی از دانشجویان تازه‌وارد، بسیار جوان، صورتی و نادان، با ترس و شرم، در حال دنبال کردن مدیر بودند.

منبع: Brave New World

Now cynics like to mock the supposedly spoiled or callow youth of the new millennia.

حالا بدبینان دوست دارند جوانان فاسد یا نادان هزاره‌های جدید را مسخره کنند.

منبع: 2020 Celebrity College Graduation Speech

They tried to cajole a callow boy to carry the caisson.

آنها سعی کردند یک پسر نادان را متقاعد کنند که توپ را حمل کند.

منبع: Pan Pan

Her callow heart made an epoch of the incident; she considered her array of feelings, for and against.

قلب نادان او یک دوره از این حادثه را رقم زد؛ او مجموعه احساسات خود، موافق و مخالف را در نظر گرفت.

منبع: A pair of blue eyes (Part 1)

On the other hand, he sees a callow youth and addresses himself to the obvious callowness, and thereby makes himself thoroughly disliked.

از طرف دیگر، او یک جوان نادان می‌بیند و به نادانی آشکار اشاره می‌کند و در نتیجه خود را به شدت مورد تنفر قرار می‌دهد.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

But in a moment he recovered his poise and assumed the bland and consciously tolerant smile of an intellectual among spoiled and callow youth.

اما در یک لحظه، او تعادل خود را به دست آورد و لبخند بی‌تفاوت و آگاهانه یک متفکر در میان جوانان فاسد و نادان را به خود گرفت.

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

Of that 300, one hundred are too old and too silly, one hundred too young and too callow which leaves just about a hundred MP's to fill 100 governmental posts.

از آن 300 نفر، صد نفر خیلی پیر و احمق هستند، صد نفر خیلی جوان و نادان هستند که در نهایت حدود صد نماینده مجلس برای پر کردن 100 پست دولتی باقی می‌ماند.

منبع: Yes, Minister Season 1

Never, even at his most callow, had he gone to see any woman with an eagerness as great as the one that was taking him to Holly Pavement this morning.

هرگز، حتی در نادانی خود، او با چنین اشتیاقی به دیدن هیچ زنی نرفته بود، همانطور که امروز صبح او را به خیابان هالی می‌برد.

منبع: A handsome face.

In his eight years as Ronald Reagan's vice-president, though they had sparred bitterly in the 1980 primaries over Reagan's " voodoo economics" and his callow Hollywood sparkle, he never criticised or upstaged him.

در طول هشت سال او به عنوان معاون رئیس جمهور رونالد ریگان، اگرچه آنها در انتخابات مقدماتی سال 1980 به شدت با یکدیگر بحث و جدال کردند، در مورد "اقتصاد شعبده ای" ریگان و درخشندگی نادانانه هالیوود، هرگز او را مورد انتقاد قرار ندادند یا از او پیشی نگرفتند.

منبع: The Economist (Summary)

Toby, in a remarkable dressing-gown, was sitting behind an array of silver coffee things; and behind him, in still more remarkable day clothes, hovered a callow and eager young man clutching a notebook.

توبی، با یک روپوش حمام چشمگیر، پشت مجموعه‌ای از وسایل نقره‌ای قهوه نشسته بود؛ و پشت سر او، در لباس‌های روزمره حتی چشمگیرتر، یک جوان نادان و مشتاق با دفترچه یادداشتی در دست معلق بود.

منبع: A handsome face.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید