mature

[ایالات متحده]/məˈtʃʊə(r)/
[بریتانیا]/məˈtʃʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور کامل توسعه یافته؛ رسیده؛ در مرحله بزرگسالی

vi. به توسعه کامل رسیدن؛ به بار نشستن

vt. کمک به توسعه کامل چیزی یا کسی؛ کمک به رشد کامل چیزی یا کسی

عبارات و ترکیب‌ها

mature market

بازار بالغ

mature stage

مرحله بلوغ

mature market economy

اقتصاد بازار بالغ

mature embryo

جنین بالغ

mature adult

بالغ

جملات نمونه

It's important to have a mature attitude towards relationships.

داشتن نگرشی بالغانه نسبت به روابط مهم است.

She has a mature understanding of the situation.

او درک بالغانه ای از وضعیت دارد.

A mature decision requires careful consideration.

تصمیم بالغانه نیاز به بررسی دقیق دارد.

He showed a mature response to criticism.

او در پاسخ به انتقاد، واکنش بالغانه ای نشان داد.

Mature cheese has a stronger flavor than young cheese.

پنیر رسیده طعم قوی تری نسبت به پنیر جوان دارد.

The company is looking for mature candidates for the management position.

شرکت به دنبال نامزدهای با تجربه برای موقعیت مدیریتی است.

Mature trees provide shade and habitat for wildlife.

درختان بالغ سایه و زیستگاه برای حیات وحش فراهم می کنند.

Her mature demeanor impressed the interviewers.

رفتار بالغانه او بر مصاحبه‌کنندگان تأثیر گذاشت.

Mature relationships require open communication and trust.

روابط بالغانه نیاز به ارتباط باز و اعتماد دارد.

The artist's work has evolved into a more mature style over the years.

کارهای هنرمند در طول سالها به یک سبک بالغ تر تبدیل شده است.

نمونه‌های واقعی

Meaning they release ethylene gas as they mature—and the gas in turn accelerates ripening.

به این معنی که با رسیدن آن‌ها، گاز اتیلن آزاد می‌کنند و این گاز به نوبه خود، روند رسیدن را تسریع می‌کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection January 2015

The mature people's party...A party to showcase how mature Chloe is.

حزب مردم بالغ...حزبی برای نشان دادن اینکه کلویی چقدر بالغ است.

منبع: We Bare Bears

And he noticed that they matured into normal roosters.

و او متوجه شد که آن‌ها به وجودرهای نر بالغ تبدیل می‌شوند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Fast Fact, sheep usually are matured at one year old.

واقعیت سریع، معمولاً گوسفندان در سن یک سالگی به بلوغ می‌رسند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

I already have some Time Deposits with you, but unfortunately, they haven't matured yet.

من قبلاً برخی سپرده‌های مدت‌دار با شما دارم، اما متاسفانه هنوز به سررسید نرسیده‌اند.

منبع: Banking Situational Conversation

You're saying you need to be with someone more mature.

شما می‌گویید که باید با کسی بالغ‌تر باشید.

منبع: Friends Season 6

He just seemed so mature online. How could I be so stupid?

او به نظر می‌رسید که به طور آنلاین خیلی بالغ است. چطور می‌توانم اینقدر احمق باشم؟

منبع: Modern Family - Season 01

A mature Harry and Hermione have been left alone by Ron.

یک هری و هرمیون بالغ توسط رون رها شده‌اند.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

So you want to appear more mature to make him like you again.

بنابراین می‌خواهید بیشتر بالغ به نظر برسید تا دوباره او را مجذوب خود کنید.

منبع: Young Sheldon Season 4

Now, remnants of Rathke's pouch that do not mature can form craniopharyngiomas.

اکنون، بقایای کیسه رتکه که به بلوغ نمی‌رسند می‌توانند منجر به تشکیل کرانیوفاریژیوم شوند.

منبع: Osmosis - Nerve

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید