A boy and a girl are chatting charmingly together.
یک پسر و یک دختر با هم به شیوهای دلربا گپ میزنند.
The smaller diamond pieces "sparkle charmingly like morning dew on petals, while two-carat and three-carat pieces mesmerise admirers with their noble glow," the store said in a statement.
تکه های الماس کوچکتر به طور جذاب مانند شبنم صبحگاهی روی گلبرگ ها می درخشند، در حالی که تکه های دو و سه عیاری با درخشش نجیب خود، طرفداران را مسحور می کنند، فروشگاه در بیانیه ای گفت.
She smiled charmingly at the guests.
او با حالتی دلربا به مهمانان لبخند زد.
He spoke charmingly in front of the audience.
او با لحنی دلربا در مقابل حضار صحبت کرد.
The charmingly decorated room impressed the visitors.
اتاق با دکوراسیون دلربا، بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار داد.
The children danced charmingly to the music.
کودکان با حالتی دلربا با موسیقی رقصیدند.
She sang charmingly at the talent show.
او در برنامه استعدادها با حالتی دلربا آواز خواند.
The charmingly quaint town attracted tourists from all over the world.
شهرک دلربا و قدیمی، گردشگران را از سراسر جهان جذب کرد.
The charmingly old-fashioned cafe served delicious pastries.
کافه دلربا و به سبک قدیمی شیرینیهای خوشمزه سرو میکرد.
He dressed charmingly for the elegant dinner party.
او برای مهمانی شام مجلل به شیوهای دلربا لباس پوشید.
The charmingly witty comedian had the audience laughing throughout the show.
کمدین باهوش و دلربا باعث خنده حضار در طول برنامه شد.
The charmingly decorated garden was a peaceful retreat for the family.
باغ با دکوراسیون دلربا، مکانی آرامشبخش برای خانواده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید