repulsive

[ایالات متحده]/rɪ'pʌlsɪv/
[بریتانیا]/rɪ'pʌlsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث تنفر یا انزجار قوی، نفرت‌انگیز

عبارات و ترکیب‌ها

repulsive force

نیروی دفع

جملات نمونه

a repulsive appearance

ظاهری زننده

the repulsive galère of Lolita's admirers.

گالری منزجر کننده طرفداران لولیت.

He was utterly repulsive to her.

او کاملاً برای او نفرت انگیز بود.

She found the idea deeply repulsive.

او این ایده را به شدت منزجر کننده یافت.

Do not imagine that mathematics is hard and crabbed and repulsive to common sense,it is merely the etherealization of common sense.

تصور نکنید که ریاضیات سخت، اخمو و متنفر از حس مشترک است، بلکه صرفاً اثری‌سازی حس مشترک است.

Dissociation occurs on the ground electric state or on a repulsive state after UV excitation was investigated by multimass ion imaging techniques.

تفکیک در حالت الکتریکی پایه یا در حالت دافعه پس از تحریک UV با استفاده از تکنیک های تصویربرداری یونی چند توده مورد بررسی قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید