chronicle

[ایالات متحده]/ˈkrɒnɪkl/
[بریتانیا]/ˈkrɑːnɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ثبت زمانی از رویدادها؛ یک تاریخ
vt. ثبت (یک سری از رویدادها) به ترتیب زمانی

عبارات و ترکیب‌ها

chronicle of events

یادداشت وقایع

جملات نمونه

I heard the sad chronicle of his accidents.

من داستان غم انگیز حوادث او را شنیدم.

History chronicles important events of the past.

تاریخ وقایع مهم گذشته را به تصویر می‌کشد.

his work chronicles 20th-century displacement and migration.

کار او به شرح جابجایی و مهاجرت قرن بیستم می‌پردازد.

The newly-published chronicle breaks down into eight major parts.

نسخه جدید منتشر شده، به هشت بخش اصلی تقسیم می‌شود.

John looked into the chronicles of the Middle Ages last week.

جان هفته گذشته به بررسی وقایع تاریخی قرون وسطی پرداخت.

Yet he chronicles his travels with a wearying feather-light jocularity, prizing one-liners over lucid analysis.

با این حال، او سفر خود را با شوخ طبعی سبک و خسته کننده به تصویر می‌کشد و به جای تحلیل روشنگرانه، به جملات کوتاه ترجیح می‌دهد.

Flat, unmemorable, and with awkwardly written English lyrics performed uncharismatically by Chinatsu Kasai, these tracks are probably the weakest of the vocal tracks in the Chronicles albums.

بی‌رمق، به‌یادمان‌نیفتنی و با متن ترانه‌های انگلیسی به طرز دست و پا چلفتی نوشته شده که به طرز غیر جذاب توسط چینا تسو کا سای اجرا شده است، این آهنگ‌ها احتمالاً ضعیف‌ترین آهنگ‌های وکال در آلبوم‌های Chronicles هستند.

نمونه‌های واقعی

And there's a Bob Dylan quote from Chronicles, his book.

این نقل قول باب دیلان از کتابش، Chronicles است.

منبع: Idol speaks English fluently.

And he did chronicle her every single move.

او هر حرکت او را به دقت ثبت کرد.

منبع: We all dressed up for Bill.

This is no arid chronicle of obscure facts from the dust-filled libraries of history.

این یک روایت خشک و بی‌روح از حقایق مبهم از کتابخانه‌های پر گرد و غبار تاریخ نیست.

منبع: Conservative speeches

Newspapers like the San Francisco Chronicle were chronicling their own doom.

روزنامه‌هایی مانند سان فرانسیسکو کرونیکل، سرنوشت خود را به تصویر می‌کشیدند.

منبع: Past exam papers for English reading comprehension (English II) in the postgraduate entrance examination.

They will live only in the songs and chronicles of their exterminators.

آنها فقط در آهنگ‌ها و روایت‌های نابودگرشان زنده خواهند ماند.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

The Janes a documentary film by Tisson and Emma Pildus chronicles their story.

فیلم مستند The Janes به کارگردانی تیسون و امما پیلدوس داستان آنها را روایت می‌کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

They tend to reveal more about the mapmakers than the lands they chronicle.

آنها معمولاً بیشتر در مورد نقشه‌سازان نسبت به سرزمین‌هایی که آنها را به تصویر می‌کشند، آشکار می‌کنند.

منبع: The Economist - Arts

Kilpatrick is also a writer and has chronicled his life in Hollywood in a book.

کیلپاتریک همچنین نویسنده است و زندگی خود را در هالیوود در یک کتاب به تصویر کشیده است.

منبع: VOA Standard English Entertainment

Facebook invites you to chronicle your life through its platforms, especially your most cherished moments.

فیس‌بوک از شما دعوت می‌کند تا زندگی خود را از طریق پلتفرم‌های خود، به خصوص لحظات گرانبهای خود، به تصویر بکشید.

منبع: Time

The cores chronicle in minute-by-minute detail the asteroid impact that wiped out the dinosaurs.

هسته‌ها به طور دقیق و دقیق جزئیات برخورد سیارک که باعث انقراض دایناسورها شد را به تصویر می‌کشند.

منبع: "Science" Magazine (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید