record

[ایالات متحده]/ˈrekɔːd , rɪˈkɔːd/
[بریتانیا]/ˈrekərd , rɪˈkɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. برای ثبت یک رکورد نوشتاری یا الکترونیکی؛ برای ضبط صدا یا ویدئو
vt. برای نمایش؛ برای ذخیره‌سازی خودکار
n. یک حساب نوشتاری یا الکترونیکی از اطلاعات؛ بهترین دستاورد؛ تاریخچه یا دستاوردهای شخصی

عبارات و ترکیب‌ها

audio recording

ضبط صدا

video recording

ضبط ویدیو

record player

پخش‌کننده گرامافون

medical record

سابقه پزشکی

criminal record

سابقه کیفری

world record

رکورد جهانی

of record

در ارتباط با رکورد

for the record

برای سابقه

on record

در سابقه

track record

سابقه عملکرد

no record

بدون سابقه

put on record

ثبت در سابقه

record number

شماره رکورد

in record

در سابقه

record keeping

نگهداری سوابق

record holder

نگهدارنده رکورد

academic record

سابقه تحصیلی

data record

رکورد داده

on the record

در سابقه

off the record

غیررسمی

proven track record

سابقه اثبات شده

sales record

رکورد فروش

جملات نمونه

a record year for sales

یک سال رکورد برای فروش

to break a record in sports

شکستن رکورد در ورزش

catalog a record collection.

فهرست یک مجموعه رکورد.

to record past events

ثبت وقایع گذشته

Output was at a record low.

خروجی در پایین‌ترین سطح رکورد بود.

This is a recording session.

این یک جلسه ضبط است.

record the date on the outside of the file.

تاریخ را در قسمت بیرونی فایل ثبت کنید.

the record's production is gloriously relaxed.

تولید رکورد به شکلی آرام و باشکوه انجام شد.

a record of meter readings.

سیاهه ای از قرائت کنتور.

the records left by antiquity

سوابق رها شده توسط دوران باستان

نمونه‌های واقعی

He holds the world record for hiccupping.

او رکورد جهانی در زمینه سرفه کردن دارد.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

Got an old record in a beat up sleeve.

یک رکورد قدیمی در یک آلبوم کهنه.

منبع: Listening to Songs to Learn English (Selected Audio)

Have you ever set a world record in anything?

آیا تا به حال رکورد جهانی در چیزی ثبت کرده اید؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

But breaking the record wasn't enough for Branson.

اما شکستن رکورد برای برنسون کافی نبود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Me too. Though her track record's a little short.

من هم. اگرچه سابقه او کمی کوتاه است.

منبع: BEC Higher Listening Test Papers (Volume 2)

Well, let me set the record straight.

خب، اجازه دهید رکورد را روشن کنم.

منبع: Connection Magazine

Astronaut Scott Kelly has broken some records.

فضانورد اسکات کلی برخی از رکوردها را شکسته است.

منبع: CNN Selected March 2016 Collection

Until Wednesday, she held the ultralight record.

تا روز چهارشنبه، او رکورد اولترا لایت را در دست داشت.

منبع: VOA Special August 2022 Collection

They have a long record of cheating.

آنها سابقه طولانی تقلب دارند.

منبع: NPR News July 2015 Compilation

So when I looked up his records...

بنابراین وقتی سوابق او را جستجو کردم...

منبع: Person of Interest Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید