cistern

[ایالات متحده]/'sɪstən/
[بریتانیا]/'sɪstɚn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی برای ذخیره آب، معمولاً برای جمع‌آوری و ذخیره آب باران استفاده می‌شود.

جملات نمونه

The lavatory cistern overflowed.

سیر دریچه توالت سرریز شد.

The cistern is empty but soon fills again.

سیر دریچه خالی است اما به زودی دوباره پر می شود.

the lavatory's water cistern could be used as a letter drop.

می توان از سیر دریچه آب توالت به عنوان یک جعبه پست استفاده کرد.

The cistern in the basement collects rainwater for irrigation.

سیر دریچه در زیرزمین آب باران را برای آبیاری جمع آوری می کند.

The ancient city had a network of underground cisterns to store water.

شهر باستانی دارای شبکه ای از سیر دریچه های زیرزمینی برای ذخیره آب بود.

The cistern was built to hold enough water for the entire village.

سیر دریچه برای نگهداری آب کافی برای کل روستا ساخته شده بود.

The cistern was leaking, causing water to seep into the basement.

سیر دریچه نشت داشت و باعث می شد آب به زیرزمین نفوذ کند.

The cistern needs to be cleaned regularly to prevent algae growth.

برای جلوگیری از رشد جلبک، سیر دریچه باید به طور منظم تمیز شود.

The cistern was filled to the brim after the heavy rainfall.

پس از باران شدید، سیر دریچه تا لبه پر شد.

The cistern was made of concrete to ensure durability.

سیر دریچه از بتن ساخته شده بود تا دوام آن تضمین شود.

The cistern was designed with a filtration system to purify the water.

سیر دریچه با یک سیستم فیلتراسیون برای تصفیه آب طراحی شده بود.

The cistern overflowed during the monsoon season.

در طول فصل موسمی، سیر دریچه سرریز شد.

The cistern was repaired to fix the cracks and prevent leaks.

برای رفع ترک ها و جلوگیری از نشت، سیر دریچه تعمیر شد.

نمونه‌های واقعی

We put in cisterns to irrigate.

ما حوضچه‌ها را برای آبیاری نصب کردیم.

منبع: VOA Standard English_Life

Our hot water comes from a cistern on the roof.

آب گرم ما از یک حوضچه روی پشت بام تامین می‌شود.

منبع: Victoria Kitchen

I felt like a cistern, dried up, and like there was nothing more, you know.

احساس کردم مثل یک حوضچه خشک شده‌ام و انگار بیشتر هم ندارم، می‌دانید.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Add fresh spring water. Do not use cistern or piped water, which may be stale.

آب چشمه تازه اضافه کنید. از آب حوضچه یا آب لوله کشی که ممکن است کهنه باشد استفاده نکنید.

منبع: Victoria Kitchen

Moaning Myrtle was floating on the cistern of the toilet, picking a spot on her chin.

مایرتی ناله کننده روی حوضچه توالت شناور بود و جای روی چانه‌اش را انتخاب می‌کرد.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

There is famine in the walled cities of India, and the cisterns of Samarcand have run dry.

قحطی در شهرهای محصور هند وجود دارد و حوضچه‌های سمرقند خشک شده‌اند.

منبع: Selected Fairy Tales by Oscar Wilde

Drink water from your own cistern, running water from your own well.

از حوضچه خود آب بنوشید، آب جاری از چشمه خود.

منبع: 20 Proverbs Soundtrack Bible Theater Version - NIV

Then she would throw water from the cistern over herself with a gourd.

سپس او با یک کدو آب را از حوضچه روی خود می‌ریخت.

منبع: One Hundred Years of Solitude

In return they performed odd jobs, like bringing up water from the cistern.

در ازای آن، کارهای عجیب و غریب انجام می‌دادند، مانند آوردن آب از حوضچه.

منبع: The Economist Culture

The circus planned to perform near a big cistern.

چادرهای سیرک قصد داشتند در نزدیکی یک حوضچه بزرگ اجرا کنند.

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید