clinking

[ایالات متحده]/ˈklɪŋkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklɪŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تولید صدای زنگی تیز؛ بی‌نظیر، عالی؛ عالی، برجسته
adv. به شدت؛ بسیار، به شدت (زبان عامیانه بریتانیا)

عبارات و ترکیب‌ها

clinking glasses

صدای برخورد لیوان‌ها

clinking coins

صدای برخورد سکه‌ها

clinking dishes

صدای برخورد بشقاب‌ها

clinking keys

صدای برخورد کلیدها

clinking bottles

صدای برخورد بطری‌ها

clinking cups

صدای برخورد فنجان‌ها

clinking chains

صدای برخورد زنجیرها

clinking metal

صدای برخورد فلزات

clinking utensils

صدای برخورد وسایل آشپزخانه

clinking bells

صدای زنگ‌ها

جملات نمونه

the sound of clinking glasses filled the room.

صدای برخورد لیوان‌ها اتاق را پر کرد.

she heard the clinking of coins in his pocket.

او صدای سکه‌های داخل جیبش را شنید.

the clinking of the keys echoed in the hallway.

صدای کلیدها در راهرو طنین انداز شد.

the clinking of dishes signaled that dinner was ready.

صدای برخورد بشقاب‌ها نشان می‌داد که شام آماده است.

he enjoyed the clinking sounds of the ice in his drink.

او از صدای برخورد یخ‌ها در نوشیدنی‌اش لذت برد.

the clinking of the wind chimes was soothing.

صدای زنگوله بادی آرامش‌بخش بود.

she smiled at the clinking of the champagne glasses.

او با شنیدن صدای برخورد لیوان‌های شامپاین لبخند زد.

the clinking of the dog tags could be heard as they walked.

صدای برخورد کارت‌های سگ قابل شنیدن بود وقتی که آنها راه می‌رفتند.

he noticed the clinking of the metal chains on his bike.

او متوجه صدای زنجیرهای فلزی دوچرخه‌اش شد.

the clinking of the utensils signaled the start of the feast.

صدای برخورد وسایل غذاخوری نشان دهنده شروع جشن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید