clinking glasses
صدای برخورد لیوانها
clinking coins
صدای برخورد سکهها
clinking dishes
صدای برخورد بشقابها
clinking keys
صدای برخورد کلیدها
clinking bottles
صدای برخورد بطریها
clinking cups
صدای برخورد فنجانها
clinking chains
صدای برخورد زنجیرها
clinking metal
صدای برخورد فلزات
clinking utensils
صدای برخورد وسایل آشپزخانه
clinking bells
صدای زنگها
the sound of clinking glasses filled the room.
صدای برخورد لیوانها اتاق را پر کرد.
she heard the clinking of coins in his pocket.
او صدای سکههای داخل جیبش را شنید.
the clinking of the keys echoed in the hallway.
صدای کلیدها در راهرو طنین انداز شد.
the clinking of dishes signaled that dinner was ready.
صدای برخورد بشقابها نشان میداد که شام آماده است.
he enjoyed the clinking sounds of the ice in his drink.
او از صدای برخورد یخها در نوشیدنیاش لذت برد.
the clinking of the wind chimes was soothing.
صدای زنگوله بادی آرامشبخش بود.
she smiled at the clinking of the champagne glasses.
او با شنیدن صدای برخورد لیوانهای شامپاین لبخند زد.
the clinking of the dog tags could be heard as they walked.
صدای برخورد کارتهای سگ قابل شنیدن بود وقتی که آنها راه میرفتند.
he noticed the clinking of the metal chains on his bike.
او متوجه صدای زنجیرهای فلزی دوچرخهاش شد.
the clinking of the utensils signaled the start of the feast.
صدای برخورد وسایل غذاخوری نشان دهنده شروع جشن بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید