quiet

[ایالات متحده]/'kwaɪət/
[بریتانیا]/'kwaɪət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کم یا هیچ صدایی ایجاد نمی‌کند؛ آرام
vt. & vi. ساکت شدن؛ آرام و صلح‌آمیز شدن یا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

keep quiet

سکوت کن

in quiet

در سکوت

peace and quiet

آرامش و سکوت

on the quiet

به طور مخفیانه

quiet night

شب آرام

at quiet

در سکوت

quiet down

آرام شوید

gentle and quiet

ملایم و آرام

quiet conscience

وجدان آسوده

quiet period

دوره آرام

جملات نمونه

in the quiet of the country

در سکوت حومه

he was quiet and studious.

او آرام و باوقار بود.

the house was as quiet as a tomb.

خانه تا آن حد ساکت بود که مثل یک مقبره بود.

a quiet county retreat

یک اقامتگاه آرام در شهرستان

a quiet audience at the concert.

تماشاگرانی آرام در کنسرت.

a quiet place for studying.

یک مکان آرام برای مطالعه.

the relative quiet of the suburbs.

سکوت نسبی حومه شهر.

he was a quiet, kindly man.

او مردی آرام و مهربان بود.

I steal with quiet pace.

من با گام‌های آهسته و آرام دزدی می‌کنم.

the novelty of the quiet life palled.

تازگی زندگی آرام کم‌رنگ شد.

Molly spoke with quiet confidence.

مولى با اعتماد به نفس آرام صحبت کرد.

He had a quiet life.

او زندگی آرامی داشت.

Scholars are a quiet breed.

دانشمندان نژادی آرام هستند.

have a quiet dig at sb.

به آرامی به کسی کنایه بزنید.

do some quiet reading

کمی مطالعه آرام انجام دهید.

a quiet, out-of-the-way resort.

یک استراحتگاه آرام و دورافتاده.

floating on quiet waters.

روی آب‌های آرام شناور بودن.

نمونه‌های واقعی

All around us is the eerie quiet.

سکوت وهم‌آور در همه جا وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

If you cannot speak pleasantly, be quiet. '

اگر نمی‌توانید با خوش برخوردی صحبت کنید، ساکت باشید.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Maybe we should go somewhere more quiet.

شاید بهتر است به جایی آرام‌تر برویم.

منبع: Modern Family - Season 07

I told her to keep it quiet.

به او گفتم آن را محرمانه نگه دارد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

She tiptoed away as quietly as a mouse.

او به آرامی مثل یک موش دور شد.

منبع: Magic Tree House

So they're trying to keep Trump quiet.

پس آنها سعی می‌کنند ترامپ را ساکت نگه دارند.

منبع: NPR News August 2023 Compilation

Fine. At least admit it kept you quiet.

باشه. حداقل قبول کن که تو رو ساکت کرد.

منبع: The Good Place Season 2

" Be quiet! be quiet" ! she cried impatiently.

«! ساکت باش! ساکت باش!» او با بی‌صبری فریاد زد.

منبع: Madame Bovary (Part Two)

No, neither would I.I find the library a bit too quiet.

نه، من هم همینطور. من کتابخانه را کمی خیلی ساکت می‌دانم.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

So, he'd rather come to us and keep things quiet.

بنابراین، او ترجیح می‌دهد به ما بیاید و همه چیز را آرام نگه دارد.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید