coexist

[ایالات متحده]/ˌkəʊɪɡˈzɪst/
[بریتانیا]/ˌkoʊɪɡˈzɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. با هم وجود داشتن، به طور مسالمت‌آمیز همزیستی کردن.

جملات نمونه

traditional and modern values coexist in Africa.

همزمان، ارزش‌های سنتی و مدرن در آفریقا وجود دارند.

Calm and thearchy coexist, the mirror gave me this calm.

آرامش و اقتدار همزمان وجود دارند، آینه این آرامش را به من داد.

On 55d,Very few of syncytia of the oogonia was found in the ovary, the syncytia coexists with the symplast of the oogonia also.

در 55d، تعداد بسیار کمی از همبافت‌های اوگونیوم در تخمدک یافت شد، همبافت‌ها همچنین با سیم پلاست اوگونیوم همزیستی دارند.

Now it is generally accepted that the countries with different social systems can coexist peacefully.

اکنون به طور کلی پذیرفته شده است که کشورها با سیستم‌های اجتماعی مختلف می‌توانند به صلح همزیستی کنند.

In a three-phase coexisting equilibrium system, the middle phase may exist in the form of nonwetting, partial wetting, or complete wetting.

در یک سیستم تعادلی همزیستی سه فازی، فاز میانی ممکن است به شکل عدم خیس شدن، خیس شدن جزئی یا خیس شدن کامل وجود داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید