respect

[ایالات متحده]/rɪˈspekt/
[بریتانیا]/rɪˈspekt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نشان دادن تحسین یا توجه به; احترام گذاشتن به
n. احساس تحسین عمیق برای کسی یا چیزی; توجه یا دقت خاطر

عبارات و ترکیب‌ها

show respect

احترام نشان دادن

earn respect

احترام كسب كردن

mutual respect

احترام متقابل

respect boundaries

احترام به مرزها

respect oneself

به خود احترام گذاشتن

in respect of

در مورد

respect for

احترام برای

in this respect

در این مورد

in all respects

در همه جهات

in many respects

در بسیاری از جهات

respect yourself

به خودتان احترام بگذارید

in some respects

در برخی جنبه‌ها

in every respect

در هر جهت

respect each other

به یکدیگر احترام بگذارید

have respect for

احترام گذاشتن برای

show respect for

احترام نشان دادن برای

pay respect to

احترام به ... ادا کردن

in respect that

در این زمینه که

in one respect

در یک مورد

command respect

احترام را برانگیختن

respect of persons

احترام افراد

without respect to

بدون توجه به

جملات نمونه

respect for the dead.

احترام برای درگذشتگان.

they ought to respect the law.

آنها باید قانون را رعایت کنند.

Respect is due to teachers.

احترام به معلمان واجب است.

with respect to the recent flood

در رابطه با سیل اخیر

respect the ideas of others

به ایده‌های دیگران احترام بگذارید.

to pay (have) respect to

احترام گذاشتن (پرداخت).

I'll respect your wishes.

من به خواسته های شما احترام خواهم گذاشت.

We should respect individuality.

ما باید به فردیت احترام بگذاریم.

Probity and purity will command respect everywhere.

راستی و پاکی احترام را در همه جا به دست می‌آورد.

he had an abiding respect for her.

او احترام پایدار به او داشت.

the doctor's first duty is to respect this right.

وظیفه اول پزشک احترام به این حق است.

they will try to inculcate you with a respect for culture.

آنها سعی خواهند کرد شما را با احترام به فرهنگ جایگزین کنند.

he knew and respected Laura.

او لورا را می‌شناخت و به او احترام می‌گذاشت.

give my respects to their Excellencies.

احترام خود را به عالیجناب ها تقدیم کنید.

he was no respecter of the female sex.

او به جنس مونث احترام نمی‌گذاشت.

We must respect other's -cies.

ما باید به -cies دیگران احترام بگذاریم.

This machine is superior in many respects to that.

این دستگاه از آن دستگاه در بسیاری از جهات برتر است.

نمونه‌های واقعی

Esteem yourself and you will be respected by others.

به خودتان احترام بگذارید و دیگران به شما احترام خواهند گذاشت.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Do you have any respect for your body?

آیا به بدن خودتان احترام می گذارید؟

منبع: Friends (Video Version) Season 1

'Yes. Your family would not respect me. '

'بله. خانواده شما به من احترام نمی گذارد.'

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

Students should show their respect for teachers.

دانش آموزان باید احترام خود را به معلمان نشان دهند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Used to be people had some respect.

قبلاً مردم کمی احترام داشتند.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

To pay my respects to Miss Swire.

برای ادای احترام به خانم سوایر.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

Respect our country. Respect our flag.

به کشورمان احترام بگذارید. به پرچممان احترام بگذارید.

منبع: Trump's weekly television address

You said, " This business does not respect tradition."

شما گفتید: "این کسب و کار سنت را رعایت نمی کند."

منبع: Microsoft Windows 11 Launch Event

In consequence, they have no respect for themselves.

در نتیجه، به خودشان احترام نمی گذارند.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

Your father just wants to pay his respects.

پدر شما فقط می خواهد به او ادای احترام کند.

منبع: Loving Vincent: The Mystery of the Starry Night

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید