grow massively
رشد چشمگیر
impact massively
تاثیرگذاری گسترده
The company expanded massively in the last quarter.
شرکت به طور چشمگیری در فصل گذشته گسترش یافت.
She improved her skills massively through practice.
او با تمرین مهارت های خود را به طور چشمگیری بهبود بخشید.
The population of the city grew massively over the years.
جمعیت شهر در طول سال ها به طور چشمگیری افزایش یافت.
The team's performance improved massively after the coach's pep talk.
عملکرد تیم پس از صحبت های مشوق مربی به طور چشمگیری بهبود یافت.
The new technology has revolutionized the industry massively.
فناوری جدید به طور چشمگیری صنعت را متحول کرده است.
The project was massively successful, exceeding all expectations.
پروژه به طور چشمگیری موفقیت آمیز بود و از همه انتظارات فراتر رفت.
The discount led to a massively increased sales volume.
تخفیف منجر به افزایش قابل توجه حجم فروش شد.
The movie was massively popular, breaking box office records.
فیلم به طور چشمگیری محبوب بود و رکوردهای گیشه را شکست.
The storm caused a massively destructive impact on the coastal areas.
طوفان تأثیر مخرب قابل توجهی بر مناطق ساحلی داشت.
The athlete's training regimen was massively intense.
برنامه تمرینی ورزشکار به طور چشمگیری شدید بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید