commendable

[ایالات متحده]/kəˈmendəbl/
[بریتانیا]/kə'mɛndəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته ستایش; شایسته تحسین

جملات نمونه

they took a commendable anti-ageist policy to extremes.

آنها یک سیاست ضد پیری قابل تحسین را به حد افراط رساندند.

The government’s action here is highly commendable.

اقدام دولت در اینجا بسیار قابل تحسین است.

Her dedication to her work is commendable.

تعهد او به کارش قابل تحسین است.

The team showed commendable teamwork during the project.

تیم در طول پروژه، کار تیمی قابل تحسینی نشان داد.

His honesty in admitting his mistake is commendable.

صداقت او در پذیرش اشتباهش قابل تحسین است.

The student's perseverance in studying is commendable.

پشتکار دانش آموز در مطالعه قابل تحسین است.

Their efforts to help the community are commendable.

تلاش آنها برای کمک به جامعه قابل تحسین است.

The company's commitment to sustainability is commendable.

تعهد شرکت به پایداری قابل تحسین است.

The athlete's sportsmanship is commendable.

رفتار ورزشی运动员 قابل تحسین است.

The organization's transparency in its operations is commendable.

شفافیت سازمان در فعالیت هایش قابل تحسین است.

The artist's creativity is commendable.

خلاقیت هنرمند قابل تحسین است.

Their generosity in helping others is commendable.

جنایت آنها در کمک به دیگران قابل تحسین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید