commercializing

[ایالات متحده]/kəˈmɜːrʃənəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/kəˈmɜrʃənəlaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تجاری‌سازی چیزی، غالباً برای سود

عبارات و ترکیب‌ها

commercializing products

تجاری‌سازی محصولات

commercializing ideas

تجاری‌سازی ایده‌ها

commercializing technology

تجاری‌سازی فناوری

commercializing services

تجاری‌سازی خدمات

commercializing innovations

تجاری‌سازی نوآوری‌ها

commercializing research

تجاری‌سازی تحقیقات

commercializing solutions

تجاری‌سازی راهکارها

commercializing brands

تجاری‌سازی برندها

commercializing assets

تجاری‌سازی دارایی‌ها

commercializing markets

تجاری‌سازی بازارها

جملات نمونه

they are commercializing a new technology.

آنها در حال تجاری‌سازی یک فناوری جدید هستند.

the company is focused on commercializing its research.

شرکت بر تجاری‌سازی تحقیقات خود متمرکز است.

commercializing sustainable products can be challenging.

تجاری‌سازی محصولات پایدار می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

she is interested in commercializing her invention.

او به تجاری‌سازی اختراع خود علاقه دارد.

many startups are commercializing innovative ideas.

شتاب‌دهنده‌های زیادی در حال تجاری‌سازی ایده‌های نوآورانه هستند.

commercializing services requires a different strategy.

تجاری‌سازی خدمات نیاز به یک استراتژی متفاوت دارد.

they are commercializing their app to reach more users.

آنها در حال تجاری‌سازی برنامه خود برای دسترسی به کاربران بیشتر هستند.

commercializing agricultural products can boost the economy.

تجاری‌سازی محصولات کشاورزی می‌تواند اقتصاد را تقویت کند.

he is dedicated to commercializing renewable energy solutions.

او به تجاری‌سازی راهکارهای انرژی تجدیدپذیر اختصاص داده است.

commercializing software often involves licensing agreements.

تجاری‌سازی نرم‌افزار اغلب شامل توافقات لایسنس می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید