donating

[ایالات متحده]/dəʊˈneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/doʊˈneɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اهدا کردن (به ویژه به خیریه)؛ ارائه دادن (خون)؛ اهدا کردن (خون)؛ کمک کردن (اعضاء)

عبارات و ترکیب‌ها

donating money

اهدای پول

donating clothes

اهدای لباس

donating food

اهدای غذا

donating time

اهدای زمان

donating blood

اهدای خون

donating items

اهدای وسایل

donating toys

اهدای اسباب‌بازی

donating services

اهدای خدمات

donating resources

اهدای منابع

جملات نمونه

she is donating her old clothes to charity.

او لباس‌های قدیمی خود را به خیریه اهدا می‌کند.

many people are donating money to help the victims.

بسیاری از مردم برای کمک به قربانیان پول اهدا می‌کنند.

he is donating his time to volunteer at the shelter.

او وقت خود را برای داوطلبانه در پناهگاه اهدا می‌کند.

they are donating books to the local library.

آنها کتاب‌ها را به کتابخانه محلی اهدا می‌کنند.

we are encouraging everyone to start donating regularly.

ما تشویق می‌کنیم که همه به طور منظم اهدا را شروع کنند.

the organization is donating food to those in need.

سازمان غذا را به کسانی که نیاز دارند اهدا می‌کند.

donating blood is a generous act of kindness.

اهدای خون یک عمل مهربانی سخاوتمندانه است.

she decided to start donating to environmental causes.

او تصمیم گرفت اهدا به اهداف زیست محیطی را شروع کند.

he is donating a portion of his salary to charity.

او بخشی از حقوق خود را به خیریه اهدا می‌کند.

donating toys can bring joy to many children.

اهدای اسباب‌بازی می‌تواند شادی را برای بسیاری از کودکان به ارمغان بیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید